برگردان به زبان ساده
تا شد از گل بوستان سیمگون بیجاده فام
بوی و رنگ از گل ستاند و باده و بیجاده وام
هوش مصنوعی: تا زمانی که از گلهای بوستان نقرهای رنگ بر سر راهها بوی خوش و رنگ زیبا میبارید، من نوشیدنی و زیبایی را از گلها گرفتم و از راه زیبایی استفاده کردم.
از شکوفه باد در بستان شده لؤلؤ فشان
وز شقایق سنگ در صحرا شده بیجاده فام
هوش مصنوعی: در باغ، گلها مانند مروارید درخشان شدهاند و از زیبایی شقایقها در صحرا، رنگهای شگفتانگیزی پدید آمده است.
حور عین از خلد اگر عمدا ببستان بگذرد
خلد با بستان بچشم حور عین آید سقام
هوش مصنوعی: اگر حوریان بهشت به عمد از باغ عبور کنند، این باغ بهشت را با جلوههای حوریان خواهد دید و متوجه خواهد شد که زیبایی جاودانه وجود دارد.
وقت خفتن سار بر مرجان نهد در باغ سر
گاه رفتن گور بر سنبل نهد در دشت گام
هوش مصنوعی: زمانی که سارها در حال خوابیدن هستند، روی مرجان در باغ مینشینند و وقتی که گورخرها آماده رفتن هستند، بر روی سنبلها در دشت گام میزنند.
ابر نیلی دیده گریان چون زنان سوگوار
گل عقیقی روی خندان چون بتان شادکام
هوش مصنوعی: ابرهای آبی و غمگین مانند زنانی که در سوگ عزیزانشان هستند، اشک میریزند. اما گلهای عقیق با رویی خندان و شاداب مانند مجسمههای شاد و خوشحال به نظر میرسند.
از شکوفه باغ بینی وز ستاره آسمان
باز نشناسی بواجب کاین کدام است آن کدام
هوش مصنوعی: اگر از زیباییهای باغ شکوفهها و ستارههای آسمان چیزی نمیدانی، چگونه میتوانی تشخیص دهی که کدام یک از آنها چیست و کدام فراتر از دیگری است؟
لحن قمری چون کند معشوق با عاشق عتاب
بانگ بلبل چون دهد بیدل سوی دلبر پیام
هوش مصنوعی: زمانی که قمر با عاشق خود سخن میگوید و او را شماتت میکند، آواز بلبل به عنوان پیام رسانی برای دل عاشق به سمت معشوقش طنینانداز میشود.
نو بنفشه رسته گرد برف مانده جای جای
چون نبات لاجورد انگیخته گرد رخام
هوش مصنوعی: گل بنفشهای که تازه شکفته، در جایی که برف هنوز باقی مانده، جلوهای زیبا و همچون گوهر لاجورد به نظر میآید و بر روی سنگ مرمر نقش بسته است.
در میان برف سر بر کرده برگ شنبلید
همچو زر پخته رسته در میان سیم خام
هوش مصنوعی: در وسط برف، برگهای گیاه شنبلید به صورتی درخشان و طلایی مانند زر پخته، از زمین سر بیرون آوردهاند و به نظر میرسند که در میان نقره خام قرار دارند.
مشگ بیزد همچو آهو در چمن باد صبا
در ببارد چون صدف بر دشت هر روزی غمام
هوش مصنوعی: عطر مشک مانند صدای آهویی در دشت منتشر میشود، و نسیم صبحگاهی مانند جواهراتی که از صدف در دشت میریزد، هر روز بر آسمان ابرها میبارد.
آبگیر از باد چون گسترده دام نیلگون
باغ نازان زیر او مانند ماهی زیر دام
هوش مصنوعی: آبگیر مانند دام وسیع و زیباست که در باغهای ناز پر از آب و greenery قرار دارد و این باغها مانند ماهیانی هستند که زیر این دامها شناورند.
از ترنج و نار بستد سوسن و سنبل وطن
وز کلاغ و زاغ بستد بلبل و قمری مقام
هوش مصنوعی: سوسن و سنبل به خاطر زیبایی و عطر خود از ترنج و نار جدا شدند و بلبل و قمری به دلیل آواز دلنشینشان از کلاغ و زاغ دور شدند.
نرگس اندر باغ همچون میگسار سبزپوش
کش ز مینا ساعد سیمین بکف زرینه جام
هوش مصنوعی: در باغ، گل نرگس همچون مینوشان که لباس سبز بر تن دارند، با دستهای سفیدش جام زرین پر از می را به سوی ما میآورد.
گر همی در باغ جوئی حور زی بستان نگر
ور همی در بزم خواهی خلد در بستان خرام
هوش مصنوعی: اگر در باغ به دنبال زیباییها هستی، به گلها و درختان آن نگاه کن. و اگر میخواهی در میخانه شادی کنی، به بهشت دلانگیز آنجا برو و قدم بزن.
چرخ چون پر حمام و دشت چون پر تذرو
باغ پر بانگ تذرو و سرو پر لحن حمام
هوش مصنوعی: گویی آسمان مانند پرندهای در حال پرواز است و دشت شبیه به پر تذرو (پرندهای) به نظر میرسد. باغ پر از آواز تذرو و درخت سرو پر از نغمه حمام (پرندهای) است.
لاله چون جام عقیقی پر ز گلناری نبید
اقحوان چون قحف پر از زر دیناری مدام
هوش مصنوعی: لاله مانند جامی از سنگ عقیق است که پر از شراب قرمز رنگ است و اقحوان همچون کاسهای است که همواره پر از سکههای زرین میباشد.
پیر می بستان بنیسان از غلام ماه روی
گز نسیم باد نیسان پیر می گردد غلام
هوش مصنوعی: پیر باغبان در فصل بهار از زیبایی و جذابیت جوانی که بوی خوشی چون نسیم دارد، تحت تأثیر قرار میگیرد و به یاد سالهای جوانی خود میافتد.
لحن رود آید بگوش از لحن بلبل گاه روز
بانگ کوس آید بگوش از بانگ تندر گاه شام
هوش مصنوعی: گاهی صدای آرامشبخش رود به گوش میرسد، مانند نوای دلنشین بلبل. بعضی اوقات در طول روز، صدای طنینافکن کوس (یعنی نواهای بلند) به گوش میخورد که یادآور صدای رعد و برق در شب است.
ز ابر تیره برق هر ساعت بتابد چون ملک
کز میان گرد لشگر برکشد تیغ از نیام
هوش مصنوعی: از ابرهای تاریک، هر لحظه نوری میدرخشد، مانند شاهی که از میان سپاه، شمشیرش را از نیام بیرون میآورد.
بوالخلیل آن از بدی خالی بکردار خلیل
خیل مهمانان تازه بر سر خوانش مدام
هوش مصنوعی: بوالخلیل به خاطر اعمال نیک خود و رفتار خوبش، از هر گونه بدی پاک شده است و به همین دلیل، همیشه مهمانان جدیدی بر سر سفرهاش حضور دارند.
پیش جود او بود چون قطره ای دریای روم
پیش حلم او بود چون ذره ای کوه سیام
هوش مصنوعی: در برابر بخشش او، آدمی مانند یک قطره در دریای بزرگ است. همچنین، در مقایسه با حلم و بردباری او، انسان به اندازه یک ذره در برابر عظمت کوه سیاه به نظر میرسد.
روزگار بد بدو بیداد نپسندد چنانکه
دام و دد دانند صید اندر حرم کردن حرام
هوش مصنوعی: زمانه به ظلم و ستم عادت ندارد، همانطور که حیوانات درنده و دامها نمیدانند که شکار کردن در مکانهای مقدس نادرست است.
هرکه را تیغش دهد هنگام کوشیدن نوید
سوی دوزخ باشد او را هم بدین گیتی مقام
هوش مصنوعی: هر کسی که در زمان تلاش و کوشش خود، خشم و خشونت به کار گیرد، به سوی عذاب و گناه کشیده میشود و در این دنیا نیز به مقام خوبی نخواهد رسید.
بر در ایوانش باشد دائم از شادی گروه
بر در گنجش بود دائم ز سائل از دحام
هوش مصنوعی: در ایوان او همیشه جمعی از شادی حضور دارند و همیشه بخشی از آن هم از افرادی است که به دنبال کمک و درخواست هستند.
دوستانرا زوجنان و دشمنانرا زو سقر
ناصحانرا زو شفا و حاسدان راز و سقام
هوش مصنوعی: دوستان را مانند همسران خود دوست داشته باش و دشمنان را به عنوان کسانی که باید دوری کنید در نظر بگیر. نصیحتکنندگان را به عنوان افرادی که میتوانند به شما کمک کنند بشناسید و به حسادتکنندگان به عنوان کسانی که فقط برای شما دردسر ایجاد میکنند نگاه کنید.
نیکخواهانرا نعیم و نیک یاران را نعم
بد سگالانرا حمیم و بد فعالانرا حمام
هوش مصنوعی: خوبی و خوشی نصیب نیکوکاران و همراهان خوب میشود، در حالی که بدکاران به سرنوشت تلخ و عذاب دچار میشوند و عاقبت بدکاران سخت و دردناک است.
در دل خواهنده نوش و بر دل بدخواه نیش
بر سر خویشان لؤلؤ بر سر خصمان لگام
هوش مصنوعی: در دل کسی که میخواهد، خوشی و لذتی است، و کسی که بداندیش است، رنج و سختی را احساس میکند. برای خانوادهام باید جواهر همراه داشته باشم و در برابر دشمنانم باید با قدرت و استحکام عمل کنم.
شوم از او گردد همایون بوم از او گردد همای
نام از او یابد همال و رام از او یابد همام
هوش مصنوعی: از او به وجود میآید سرزمینهای باخیر و خوشبختی، و نام نیک از او به دست میآید. همچنین از او همدم و رفیق پیدا میشود و آرامش و آسایش نیز به دست میآید.
مر سئوال سائلان را بدره باشد زو جواب
مر سجود زائران را رزمه باشد زو سلام
هوش مصنوعی: پاسخ سؤالات پرسشگران به دست اوست و سلامهایی که زائران میدهند نیز از او نشأت میگیرد.
تنگ باشد بحر عمان پیش او گاه عطا
گنگ باشد فکر سحبان پیش او گاه کلام
هوش مصنوعی: در برابر او، دریاهای عمان کوچک و محدود به نظر میرسند و گاهی اوقات عطا و بخشش او چنان عظیم است که به اندازهی آن دریاها نمیرسد. همچنین، گاهی اوقات تفکر و اندیشهی فرشتگان نیز در برابر کلام او کمقیمت و بیمعنا است.
راحت از محنت بمیمون ملک او دارد ملوک
بر فزونش باد دائم ناز و نوش و کام و نام
هوش مصنوعی: آسودگی از زحمت و سختی به شخصی خوشبخت تعلق دارد، زیرا پادشاهان همواره آرزو دارند که برای او خوشی، لذت و شناخت بیشتری به ارمغان بیاورند.
بامدادان پرگهر بیند کنار خویشتن
گر بشب دستش ببیند خواستار اندر منام
هوش مصنوعی: در صبح زود، او به جوانب با ارزش خود نگاه میکند و اگر در شب، دست خودش را ببیند، در خواب به خواستهای درون خود نزدیک میشود.
تیغ او شیر است و صدر جنگجویانش عرین
تیر او باز است و چشم کینه دارانش کنام
هوش مصنوعی: تیغ او مانند شیر است و در صدر جنگجویانش، تیر او آمادهی حمله است و چشمان دشمنانش، مانند آشیانهای برای کمین کردن هستند.
این بوقت جنگ جستن خون دل خواهد شراب
وان بوقت کین کشیدن مغز سر جوید طعام
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، کسانی که خون دل دارند، به دنبال یافتن شراب خواهند بود و در زمان دشمنی، آنانی که در حال کینهتوزی هستند، به دنبال تغذیه مغز سر خواهند رفت.
ای ترا فر فریدون و جمال و جاه جم
وی ترا چهر منوچهر و حسام و سهم سام
هوش مصنوعی: تو در زیبایی و شکوه، به فریدون میمانی و در مقام و عظمت، به جمشید. چهرهات همانند منوچهر است و قدرت تو شبیه به حسام و سهم سام.
کرده روز تاختن بر خصم چون رستم ستم
گاه تیر انداختن بر شیر چون بهرام رام
هوش مصنوعی: روز را به منزله یک قهرمان میگذرانده است، و با قدرتی افسانهای به دشمن حمله میکرده، درست مانند رستم که در میدان جنگ میجنگید و تیراندازی میکرده است. مثل بهرام نیز، که بر شیر ستم میکرده و آن را رام میکرده است.
دوستانرا دل بخندد چون تو برداری قلم
دشمنانرا جان بگرید چون تو برداری حسام
هوش مصنوعی: دوستان با لبخند تو شاد میشوند و دشمنان با قهر و قدرت تو، جانشان به درد میآید.
از ظلام آن ظلم بر ناصحان گردد ضیا
وز ضیاء این ضیا بر حاسدان گردد ظلام
هوش مصنوعی: برخی از سخنگویان خوب در پی ظلمت و تاریکی دچار مشکل میشوند و در عین حال، نور و روشنایی که آنان به وجود میآورند، میتواند برای کسانی که حسادت میورزند، مانند تاریکی شود.
گرچه امروز از تو ترکان هر زمان خواهند باج
باز فردا نعمت ترکان ترا گردد مدام
هوش مصنوعی: هرچند امروز تو از ترکان درخواست باج داری، اما در آینده، نعمت ترکان همواره برای تو باقی خواهد ماند.
اول اندر مصر یوسف هم چنین در بند بود
آخر او را شد مسلم ملک مصر و ملک شام
هوش مصنوعی: ابتدا یوسف در مصر در حال اسارت و بندگی بود، اما در پایان به او مقام و قدرتی رسید که پادشاهی مصر و شام را به دست آورد.
عام گر نزد تو آید چیره تر گردد ز خاص
خاص گر دور از تو گردد خیره تر گردد ز عام
هوش مصنوعی: اگر افراد عادی نزد تو بیایند، قدرتشان بیشتر میشود، اما اگر افراد خاص از تو دور شوند، سردرگمتر خواهند شد.
ملک تو بادات چندان کش ندانی خار و گل
عمر خوش بادات چندان کش ندانی ماه و عام
هوش مصنوعی: زندگی تو چقدر زیباست که نمیتوانی آن را با گل و خار مقایسه کنی؛ و دوستی و محبت تو به مانند ماه و سال، همیشه درخشان و دلپذیر است، هرچند که قابلیت درک و ارزیابی آن را نداری.