برگردان به زبان ساده
ابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
باد مشک افشان درختان را همی بندد حلل
هوش مصنوعی: ابرها در آسمان پراکنده میشوند و با بادهایی که رایحهای خوش را به همراه دارند، درختان را متعطر میکنند.
ساخته چون لحن مطرب فاخته دستان بسرو
خاسته چون بانگ عاشق ناله کبک از قلل
هوش مصنوعی: صدای پرنده فاخته مانند نغمهای زیبا و دلنواز است، و دستانم درختان را در آغوش کشیدهاند. همچنین، نالههای عاشقانه بهسان صدای کبک از بلندای کوهها به گوش میرسد.
در چمن چون ساقیان گلبن همی دارد قدح
بر سمن چون مطربان بلبل همی خواند غزل
هوش مصنوعی: در باغ، ساقیها با لیوانهای پر از شراب به شادمانی مشغولاند و در کنار گلها، بلبلها همچون نوازندگان لحن زیبایی را میخوانند.
جعفری دینار داده شاخ لؤلؤ را عوض
ششتری دیبا گرفته باغ عبهر را بدل
هوش مصنوعی: جعفری برای خرید شاخة لؤلؤ (مروارید) پولی پرداخت کرده و در عوض یک پارچه دیبا (نوعی پارچه با کیفیت) گرفته است. همچنین باغ عبهر (باغی با زیبایی خاص) را نیز با چیزی دیگر معاوضه کرده است.
ابر زنگاری سلب گسترده بر چهر چمن
باد شنگرفی حلل آورده بر طرف جبل
هوش مصنوعی: ابر سیاهی بر روی چهره چمن سایه افکنده و باد، رنگ قرمز متمایل به قهری را بر دامنه کوه به ارمغان آورده است.
از نسیم باد گشته مشگ و عنبر بی خطر
وز سرشک ابر گشته در و مرجان بی محل
هوش مصنوعی: از نسیم ملایم باد، عطر خوشی مانند مشک و عنبر به وجود آمده و از قطرات باران، سنگهای قیمتی مانند مروارید به وجود آمدهاند، بدون اینکه در جایی مخصوص قرار داشته باشند.
لشگری سنگین فرود آورده بر صحرا بهار
از منقش دیبه رومی مر ایشان را حلل
هوش مصنوعی: بهار با شکوه و زیبایی خود به مانند لشکری سنگین بر سرزمین نشسته است و جلوهگاهش همچون پارچهای زینتی و با نقش و نگار رومانی، دل هر بینندهای را میرباید.
از جواهرشان لباس است از کواکبشان سلیح
پرینانیشان خیامست و حریریشان کلل
هوش مصنوعی: از جواهراتشان لباس میسازند و از ستارهها سلاح تهیه میکنند. پارچههای نرم و لطیف آنها مانند حریر است و زینتهایشان از انواع زیورآلات است.
مشگ ساید باد همچون خوی استاد رئیس
در ببارد ابر همچون دست استاد اجل
هوش مصنوعی: خوشبختی و خوشحالی مانند بویی است که از گلها منتشر میشود. به همین ترتیب، زمانی که باران میبارد، گویی دستی از طرف سرنوشت بر سر ما میافتد و ما را در آغوش میکشد.
قبله اقبال و دولت بوالمعمر کآسمان
فخر دارد روز و شب بر درگهش دارد مثل
هوش مصنوعی: دولت و خوشبختی به سوی بوالمعمر میآید، زیرا آسمان هر روز و شب به او افتخار میکند و درگاه او را مورد ستایش قرار میدهد.
طبع او ارکان دانش کلک او کان ادب
دست او بنیاد روزی تیغ او اصل اجل
هوش مصنوعی: شخصیت او بنیادی برای علم و دانش است. تواناییهای او در نوشتن و ادبیات ریشههای ادب را تشکیل میدهد. دستیابی او به روزی و معاش به وسیلهی تلاش و کارش میسر است و قدرت او همواره به عنوان سرنوشت و پایانی برای زندگی شناخته میشود.
دست و تیغش آب و آتش حلم و خشمش خیر و شر
صلح و جنگش رنج و راحت مهر و کینش عقد و حل
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای متضاد یک شخصیت میپردازد. فردی که میتواند در عین داشتن قدرت و خطر، آرامش و حلم نیز از خود نشان دهد. او توانایی در ایجاد صلح و جنگ، خوب و بد، راحتی و رنج، و همچنین دوستی و دشمنی را دارد. این شخصیت نمایانگر تناقضها و جنبههای مختلف زندگی انسانی است.
نام چندان بود حاتم را که او پیدا نبود
خود ترش چندان نماید کاب نتوان یافت خل
هوش مصنوعی: نام حاتم به قدری مشهور و برجسته است که حتی اگر او در دسترس نباشد، باز هم شخصیت و فضاهای مرتبط با او به خوبی حس میشود. اگر کسی بخواهد از او تقلید کند یا شبیه به او باشد، نمیتواند به راحتی به هدفش برسد.
جاودان پاینده باد این مجلس عالی کجا
زائران را مسکنست و سائلان را مستغل
هوش مصنوعی: این مجلس شکوهمند باید همیشه برقرار بماند، جایی که زائران آرامش پیدا میکنند و نیازمندان به خواستههایشان میرسند.
ذره جودش فزون از هرچه در عالم نیاز
قطره حلمش فزون از هرچه در گیتی زلل
هوش مصنوعی: بخشش او بیشتر از هر چیزی است که در دنیا نیاز باشد، و صبر او بیشتر از هر چیزی است که در جهان ناپایداری وجود دارد.
زوست چشم حرص کور و زوست گوش جهل کر
زوست پای جور لنگ و زوست دست بخل شل
هوش مصنوعی: چشم حریص به خاطر طمع، کور است و گوش جهل به خاطر نادانی، کر شده است. پای ظلم ناتوان و دست بخیل نیز ضعیف و سست است.
تا بود تایید او ناید بملک اندر زوال
تا بود تدبیر او ناید بخیل اندر خلل
هوش مصنوعی: تا زمانی که تأیید خداوند باشد، سلطنت دچار زوال نمیشود. و تا زمانی که تدبیر خداوند وجود داشته باشد، بخیل و دخالتکنندهای به مشکلات وارد نخواهد شد.
کار گیتی پای خران در وحل کردن بود
پیشه او پای خران برکشیدن از وحل
هوش مصنوعی: کار دنیا برای افرادی که آهسته و کند پیش میروند، در حل مسائل و مشکلات است. آنها برای رفع مشکلات به آرامی تلاش میکنند و به تدریج بر آن مشکلات غلبه میکنند.
راست ناید کار گیتی وان او هر دو بهم
چون بجائی راست ناید کار جمال و جمل
هوش مصنوعی: این دنیا و کارهای آن همیشه درست و منظم نیستند و حتی زیباییها و جلوههای مختلف هم نمیتوانند به تنهایی به یکدیگر هماهنگ و متحد شوند.
از گروه دشمنان او نباشد جز حدیث
در سرای حاسدان او نباشد جز طلل
هوش مصنوعی: از میان دشمنان او فقط گفتارهایی باقی میماند و در میان حسودان او جز اندیشههای ناپسند وجود نخواهد داشت.
دست او نیل روان باشد بهنگام نوال
تیغ او پیل دمان باشد بهنگام جدل
هوش مصنوعی: دست او در زمان بخشش مانند نیل روان و جاری است و در زمان جنگ و مبارزه، تیغ او مانند فیل در جنگ و جدل قوی و پر قدرت میشود.
ای بتو نازنده گشته عقل چون از عقل روح
وی بتو پاینده گشته دین چنان کز دین دول
هوش مصنوعی: ای محبوب، عقل به خاطر زیبایی تو سرمست و شگفتزده شده است و دین نیز به خاطر وجود تو پایدار گشته است، بهطوری که دین از وفاداری به تو بهرهمند است.
گر خسک فر تو یابد یاسمن گردد خسک
ور زحل یاد تو آرد مشتری گردد زحل
هوش مصنوعی: اگر گیاه خس از وجود تو بهرهمند شود، به یاسمن تبدیل میشود، و اگر زحل به یاد تو بیفتد، مشتری میشود.
صدر نازان از تو چون از لؤلؤ لالا صدف
خانه تابان از تو چون از چشمه رخشان حمل
هوش مصنوعی: زیبایی و جلال تو همچون لؤلؤ در صدف درخشان است و خانهای که در آن زندگی میکنی، مانند چشمهای روشن و زلال است.
لفظ تو خالی ز غدر و قول تو دور از خلاف
طبع تو فارغ ز غش تدبیر تو دور از حیل
هوش مصنوعی: کلام و سخن تو از حیله و نیرنگ خالی است و براساس طبیعت واقعیات، هیچ تناقضی ندارد. تدبیر و برنامههای تو نیز از فریب و ترفند دور است.
تا قدر غافل که چون آرد قضاد روی فساد
تا امل آگه که چون آرد اجل در وی خلل
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان غافل است، نمیداند که سرنوشت و تقدیرش چگونه به مسائل بد و ناپسند دچار میشود. اما وقتی بیخبر است، متوجه نمیشود که چگونه مرگ میتواند بر زندگیاش تأثیر بگذارد و او را دچار مشکلات کند.
هیبت تو چون قضا بادا معادی چون قدر
صولت تو چون اجل بادا مخالف چون امل
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت تو مانند سرنوشت است، بازگشت تو چون مقدر شدن، قدرت و نفوذ تو شبیه مرگ است و مخالفان تو شبیه آرزوهای ناتمام میباشند.