برگردان به زبان ساده
نهاده حسن تو بنیاد دلربایی را
گرفته گل ز رخت بوی بیوفایی را
هوش مصنوعی: زیبایی تو پایه و اساس دلربایی را بنا نهاده و گلهای چهرهات بوی بیوفایی را به مشام میرسانند.
کسی نیافته قدر برهنه پایی را
خراج نیست در این ملک بینوایی را
هوش مصنوعی: هیچکس ارزش و اهمیت کسی که بیچیز و برهنه است را درک نکرده است، و در این سرزمین بیسرپناه، هیچ کمکی به او نمیشود.
رسا نمیشود از سعی خامه تقدیر
به قد آن که بریدند نارسایی را
هوش مصنوعی: هرگز تلاش قلم نمیتواند به اندازهای که نیاز هست، نقصها و کمبودها را برطرف کند، زیرا هر چیزی زمانی مناسب برای خود دارد و نباید پیش از موعد به پایان برسد.
ز خون دل ثمری جلوه ده در این گلزار
چو سرو چند کنی پیشه خودنمایی را
هوش مصنوعی: از عمق دردها و رنجهایت بهرهایی بردار و در این محیط زیبا مانند سروهای بلند، فروتن و با وقار باش و به خودنمایی نپرداز.
ز زهد خشک به تنگ آمدم شراب کجاست
که تا به آب دهم خرقهٔ ریایی را
هوش مصنوعی: از زهد و پارسایی خسته شدهام، به دنبال شراب هستم تا بیاعتناییام را برطرف کند و این لباس ریا را کنار بگذارم.
رضا به عشرت عالم نمیشود قصاب
کسی که یافت چو من لذت جدایی را
هوش مصنوعی: کس نمیتواند به لذت زندگی در این دنیا رضایت کامل بدهد، چون کسی که طعم جدایی را مانند من چشیده، نمیتواند به خوشیهای ظاهری دل خوش کند.