برگردان به زبان ساده
نخلی است روزگار و مرا تیشه شیشه است
خارا است دهر و در دلم اندیشه شیشه است
هوش مصنوعی: زندگی همانند نخل بلندی است و من فقط یک تیشهای شیشهای دارم که نمیتواند به آن آسیب بزند. زمان مثل سنگ سختی است و در دل من خیال و اندیشهای شکننده وجود دارد.
ناخن به دل شکستم و غم ره به در نیافت
سنگ است بیستون و مرا تیشه شیشه است
هوش مصنوعی: من به دل خود ضربه زدم و نتوانستم غم را از خود دور کنم. در حالی که سنگهای بیستون سخت و محکم هستند، من با تیشهای از شیشه، که ناتوانی مرا میرساند، به جان خود افتادهام.
دارد خطر ز جنبش مژگان دو دیدهام
آبی که مانده است در این بیشه شیشه است
هوش مصنوعی: جنبش مژگان دو چشم من خطراتی را به همراه دارد؛ مثل شیشهای که در این جنگل باقی مانده و درسته در خطر است.
کو دلگرفتهای که بگرییم ساعتی
خالی دلی که میکند اندیشه شیشه است
هوش مصنوعی: دلگرفتهای وجود ندارد که برایش لحظهای گریه کنیم، چرا که دلی که مشغول فکر و اندیشه است، همچون شیشهای شکننده است.
غیر از شکست دل ثمری دسترس نشد
گویی نهال عمر مرا ریشه شیشه است
هوش مصنوعی: جز دلشکستگی چیزی به دست نیاوردم، انگار که ریشهی عمر من از شیشه است.
مستی تمام در نگه ساقی است و بس
گر بی شراب نشئه دهد شیشه شیشه است
هوش مصنوعی: تمام نشئه و سرور در نگاه ساقی نهفته است و فقط به او بستگی دارد. حتی اگر شیشهای پر از شراب باشد، بدون آن نگاه، هیچ اثری نخواهد داشت.
قصاب تنگدل مشو از جور روزگار
ظلم است سنگ و این دل غمپیشه شیشه است
هوش مصنوعی: از سختیهای روزگار ناامید نشوید، زیرا دل حساس و دردکشیده شما مانند شیشهای ظریف است که به آسانی آسیب میبیند.