برگردان به زبان ساده
چو عکس خویش نمودار میکند مهتاب
پیاله را گل بیخار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: ماه درخشش خود را بر روی آب نشان میدهد و با نوری که به پیاله میتاباند، گل را زیبا و بیآزاری میسازد.
به جای بادهٔ گلگون در این بهشت آباد
گلاب در قدح یار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: در این بهشت زیبا به جای نوشیدنی قرمز رنگ، نور ماه مانند گلاب در ظرف یار در حال ریختن است.
ز عکس مهر جمال تو شد دلم روشن
علاج آینهٔ تار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی تو روشن و پاک شده است، همانطور که آینه تاریکی را به وسیلهی نور ماه درمیآورد.
بگیر دامن لیلی که صبح روشن شد
به ناقه محمل خود بار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: دست لیلی را بگیر که صبح روشن شده است و ماه شب را بر روی شتر خود آماده میکند.
گسست چون رگم از ریشه یافتم امشب
به پود و تار کتان کار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: امشب احساس میکنم که مانند رگی از ریشه جدا شدهام، و حالا نور ماه در تار و پود کتان نقش میزند.
چنانکه نقره کند صبحدم مس شب را
لباس تار تو زرتار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: چنانکه نقره صبحگاهی، تاریکی شب را روشن میکند، ماه هم لباس سیاه شب را به زرق و برق میآراید.
ز فیض تا سحر امشب ز خواب مخمل را
هزار مرتبه بیدار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: در این شب خنک، نور مهتاب تا صبح میتواند خواب نرم و آرامشبخش را بارها و بارها از ما بگیرد.
ببار اشک ندامت ز دیدگان قصاب
سرشک را در شهسوار میکند مهتاب
هوش مصنوعی: باران اشکی از ندامت و پشیمانی بر چهره قصاب میریزد، و ماه شبتاب در آسمان مانند یک قهرمان میدان مبارزه میدرخشد.