برگردان به زبان ساده
من نمیگویم که منع نرگس غماز کن
بنده چشمت شوم تا میتوانی ناز کن
هوش مصنوعی: من نمیگویم که نرگس (نوعی گل) را از نظر دیگران دور نگهدار، بلکه میخواهم بگویم که من، به خاطر چشمانت، به هر طریق که میتوانی، خود را زیبا و دلربا نشان بده.
کار عشاق پریشانروزگار از دست رفت
چند روزی تار قانون محبت ساز کن
هوش مصنوعی: عاشقان در زندگی دچار سختی و آشفتگیاند و مدت زمان زیادی از کار افتادهاند، حالا باید چند روزی خود را با اصول عشق و محبت سازگار کنند.
میتوان آیینه کردن محرم اسرار خویش
چون زبان بستهام دادی انیس راز کن
هوش مصنوعی: میتوانم رازهایم را با تو در میان بگذارم، زیرا تو مانند زبان بستهای هستی که تنها برای من میمانی و میتوانی همدمی برای افکار و اسرار من باشی.
کس چو من آشفته زلف دلاویز تو نیست
گر پریشانخاطری خواهی مرا آواز کن
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من به خاطر زیبایی و جذابیت موهای تو پریشان و آشفته نیست. اگر میخواهی به خاطر دلمشغولیهایت خیالپردازی کنی، مرا صدا کن.
گلشن دلها است در پهلویت از بند قبا
یک گره بگشا و چندین غنچه را دلباز کن
هوش مصنوعی: دنیای عشق و احساسات در کنار تو به زیبایی شکوفا شده است. فقط کافی است که قفل دلها را کمی باز کنی تا شکوفههای تازه و زیبایی نمایان شوند.
سر زد از گرد عذار یار خط ای مرغ دل
طرفهدامی در چمن گسترده شد پرواز کن
هوش مصنوعی: از زیر موهای زیبا و دلربای محبوب، خطی نمایان شد. ای دل شاد، در چمن پر از زیباییها، دلت پرواز کن و دمی از عشق بیاندیش.
ناوکش قصاب سرگرم از تن خاکی گذشت
میرسد از گرد ره تیرش به دل در باز کن
هوش مصنوعی: قصاب با تیرش از تن خاکی میگذرد و به دل میرسد. پیش دروازه عشق، ای دل، در را باز کن.