برگردان به زبان ساده
نه دل جدا ز تو بیدادگر توانم کرد
نه من اراده کار دگر توانم کرد
هوش مصنوعی: نه میتوانم از تو دل بکنم که ظلم و ستم است، و نه قادر به انجام کار دیگری هستم.
بساخته است نه کار مرا چنان دوری
که رو به سوی دیار دگر توانم کرد
هوش مصنوعی: بسا چیزهایی که بر من ساخته شده، به آن حد دور است که دیگر نمیتوانم به سوی سرزمین دیگری بروم.
ز خاک پای تو اکسیر در نظر دارم
عجب نباشد اگر خاک زر توانم کرد
هوش مصنوعی: من از خاک پای تو به عنوان اکسیر باارزشی یاد میکنم؛ عجیب نیست اگر بتوانم این خاک را به طلا تبدیل کنم.
ز بیوفایی دهر آنقدر امان خواهم
که پیش تیغ تو جان را سپر توانم کرد
هوش مصنوعی: از بیوفایی زمانه تا حدی خواهم آشتی که بتوانم جانم را جلوی تیغ تو محافظت کنم.
شمار پنبه داغت فتاده از دستم
از این حساب کجا سر به در توانم کرد
هوش مصنوعی: به خاطر احساسات و عشق عمیقی که به تو دارم، قدرت و توانایی خود را برای تو از دست دادهام و حالا نمیدانم چطور میتوانم خود را نجات دهم یا از این وضعیت خارج شوم.
ز ضعف نیست مرا روح در بدن قصاب
چه احتمال که از خود سفر توانم کرد
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف و ناتوانیام، هیچ روح و جان فعالی در بدنم وجود ندارد. چگونه ممکن است که بتوانم از خودم جدا شوم یا سفر کنم؟