برگردان به زبان ساده
گاه آبادم نماید گاه ویرانم کند
چرخ سرگردان نمیدانم چه با جانم کند
هوش مصنوعی: زندگی گاهی به من خوشی میدهد و گاهی به شدت ناراحتی و آشفتگی. چرخ فلک سرنوشت من را نمیداند، نمیدانم چه بر سر وجودم میآورد.
طعمه مور ضعیفام عاقبت در زیر خاک
گر به روی تخت همدوش سلیمانم کند
هوش مصنوعی: به زودی به سرنوشت محتوم خود میرسم و حتی اگر در زندگی به مقام بزرگی مثل سلیمان هم برسم، باز هم سرانجام باید با واقعیتهای زندگی مواجه شوم و به خاک بروم.
گاه بر صدرم نشاند گاه اندازد به خاک
گاه حیرانم گذارد گاه قربانم کند
هوش مصنوعی: گاهی مرا در اوج عزت و احترام قرار میدهد و گاهی به پایین میافکند. گاهی در حال حیرت و سردرگمی هستم و گاهی به قدری نسبت به من محبت میکند که به جان میآیم.
خرقه و سجاده بر من سدّ راه وحدت است
کو جنونی کز لباس شید عریانم کند
هوش مصنوعی: لباسها و وسایل ظاهری مانند خرقه و سجاده مانع رسیدن من به وحدت واقعی هستند. مرا از جنونی بیپرده و آزاد برخوردار کن که بتوانم به حقیقت و یگانگی دست پیدا کنم.
از تغافلهای چشمت در خمار افتادهام
با نگاهت گو که باز از ناز مستانم کند
هوش مصنوعی: چشمانت مرا در حالتی خوابآلود فرو برده و از غفلت آنها سرخوردهام. با نگاهی بگو که آیا باز هم از ناز و دلرباییات، مدهوش و مست میشوم.
کارم از حد رفت کو شوخی که بنماید به من
گوشه چشمی که چون آیینه حیرانم کند
هوش مصنوعی: کارم از حد گذشته است و دیگر شوخی برایم معنا ندارد؛ فقط کافی است یک نگاه عاقلانه به من بیندازند که مثل آینه به حیرت بیفتم.
مادر ایام ای قصاب دائم میدهد
خون به جای شیر چون خواهد که مهمانم کند
هوش مصنوعی: مادر زمانه مانند قصابی است که همیشه به جای شیر، خون میدهد؛ چون میخواهد مرا به مهمانی دعوت کند.