برگردان به زبان ساده
به عشقی کردهام در بحر مأوا تا چه پیش آید
به دامن چون صدف پیچیدهام پا تا چه پیش آید
هوش مصنوعی: من برای عشقم در عمق دریا مامن ایجاد کردهام و حالا منتظرم ببینم چه پیش خواهد آمد. مانند صدفی که خود را درون صدف پیچیده، من هم در آغوش این عشق پنهان شدهام و منتظرم ببینم چه سرنوشتی برایم رقم خواهد خورد.
چو کف پامال طوفانم چو خس سیلیخور موجم
سراسر میروم در روی دریا تا چه پیش آید
هوش مصنوعی: من مانند کفی هستم که در طوفان زیر پا رفتهام و همچون علفی که در سیلاب گرفتار شده، در میان امواج دریا به جلو میروم و نمیدانم سرنوشتم به کجا میانجامد.
در این گلزار در جایی به یاد سرو بالایی
به خاک افتادهام با قد رعنا تا چه پیش آید
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، به یاد درخت بلند و زیبایی که به زمین افتاده است، به آرامی نشستهام و منتظر هستم ببینم چه پیش خواهد آمد.
دلیل راهم امشب مژده خواب پریشان شد
به زلفش میکنم پیوند سودا تا چه پیش آید
هوش مصنوعی: امشب خوابهای پریشانم را به خاطر زلف او میخواهم به هم پیوند بزنم و ببینم که این کار چه نتیجهای خواهد داشت.
گهی در ششدر و گه در گشاد از خصم افتادم
قماری میکنم با اهل دنیا تا چه پیش آید
هوش مصنوعی: گاهی در موقعیتهای تنگ و ناامیدکننده قرار میگیرم و گاهی در شرایط راحتتر. با دشمنان و سختیهای زندگی به نوعی قمار میکنم و منتظر هستم ببینم چه چیزی در انتظارم است.
ز سیلاب سرشک لالهگون قصاب در هجرش
پر از خون میکنم دامان صحرا تا چه پیش آید
هوش مصنوعی: از اشکهای سرخ مانند لاله که در غم دوریاش ریختهام، دامن صحرا را پر از خون میکنم، تا ببینم چه اتفاقی میافتد.