برگردان به زبان ساده
آن را که قبله اش رخ خورشید انورست
اعراض گر کند، بهمه روی کافرست
هوش مصنوعی: اگر کسی که هدف و یا نقطهی امیدش نور و روشنی خورشید است، از آن روی بگرداند، به هر شکلی که باشد، او در حقیقت کافر است.
عاشق بیار واصل و عاقل بهانه جوی
صوفی برغم واصل و چون حلقه بر درست
هوش مصنوعی: عاشق حقیقی باید به درک و معرفت دست یابد و عاقل همواره در تلاش برای یافتن بهانههایی است. درحالیکه صوفی به دنبال وصل و اتحاد است، باید از زوایهای درست به این مسائل بنگرد.
واعظ، مگو که: عشق روانیست در طریق
پنداشتی که ملک دو عالم مثمرست
هوش مصنوعی: ای واعظ، نگو که عشق فقط یک احساس زودگذر است. تو گمان کردهای که دنیا و آنچه در آن است، نتیجهی اعمال و رفتارهای خوب است.
زین بیشتر عداوت با اهل دل مکن
شرعی معین آمد و عشقی مقررست
هوش مصنوعی: بیش از این با دوستان و اهل دل دشمنی نکن، چرا که دستوری مشخص آمده و عشقی پایدار جا دارد.
آن را که عشق نیست درین راه غافلست
سنور راه ماست اگر خود غضنفرست
هوش مصنوعی: کسی که عشق و علاقهای به این مسیر ندارد، در واقع از آن غافل مانده است. به نوعی، عشق و اشتیاق میتواند راهنمای ما باشد، حتی اگر ظاهر ما مانند یک شیر خشمگین باشد.
زاهد بزهد مایل و صوفی باعتقاد
عارف درین میانه چو کبریت احمرست
هوش مصنوعی: زاهد به زهد خود گرایش دارد و صوفی با اعتقادش به عرفان، اما در این میان، کسی که به حقیقت دست یافته و واقعاً آگاه است، مانند زعفران نایاب و با ارزش است.
جان در سماع عشق تو مستست و چاره نیست
شوقی مولد آمد و عشقی قلندرست
هوش مصنوعی: دل در حال سرمستی و شادی از عشق تو به سر میبرد و نه راهی برای فرار از این شوق هست و نه راهی برای رهایی از این عشق دیوانهوار.
باد صبا چو بوی تو آورد در چمن
جانها فدای رایحه روح پرورست
هوش مصنوعی: باد صبا با خود عطر تو را به چمن آورد و جانها فدای بوی دلنواز و روحافزای توست.
بر جان قاسمی نظری کن ز روی لطف
زان جا که آفتاب ضمیر منورست
هوش مصنوعی: به جان قاسمی با مهربانی نگاهی بیفکن، از آنجایی که خورشید درخشان وجود من است.