برگردان به زبان ساده
جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
که ما در هر جدیدی لذتی داریم، اگر دانی
هوش مصنوعی: دل من را آن دوست روحانی با حضورش جراحی کرد و تازه کرد. ما در هر چیز تازهای که به زندگیمان میآید، لذتی پیدا میکنیم، اگر تو این را بدانی.
طریق عشق ورزیدن، ز جان خویش ترسیدن
محال امریست ناممکن، چرا در بند امکانی؟
هوش مصنوعی: روش عاشقانه زندگی کردن و از جان خود ترسیدن، کاری غیرممکن است. پس چرا خود را به محدودیتها و امکانها محدود میکنی؟
گهی از چشم مخمورش سخن رانم، زهی مستی!
گهی در زلف او پیچم، زهی سودای طولانی
هوش مصنوعی: گاهی با حالتی مست و سِحرآمیز دربارهاش سخن میگویم، و گاهی در زلفهایش غرق میشوم و به شیفتگی عمیقی فرو میروم.
مرا گویی که: بانی سعادتهاست عشق ما
چه سازم چاره؟ چون در دل خرابی میکند بانی
هوش مصنوعی: تو میگویی که عشق ما باعث خوشبختیهاست، اما من چه کار میتوانم بکنم وقتی که عشق در دل من ویرانی به وجود میآورد؟
به درد دوست بیرون شو ز دنیی، زان که در عقبی
غلام خاص آن باشد که دارد داغ سلطانی
هوش مصنوعی: از دنیای مادی و مشکلاتش جدا شو و به درد و سختیهای دوست رسیدگی کن، زیرا در آخرت، کسی که به این جاودانگی و عشق واقعی دست یابد، مورد توجه خاص خداوند خواهد بود و با عزت و مقام بزرگ سرفراز خواهد شد.
جبین بر آستان دوست باید سود و فرسودن
چنین بردند مردان پیش کار خود به پیشانی
هوش مصنوعی: برای رسیدن به محبوب و دوست، باید با تواضع و ادب رفتار کرد. مردان بزرگ، همیشه با فروتنی و احترام در برابر هدف خود میایستند و به این شکل جایگاه خود را تثبیت میکنند.
به بزم عاشقان، صوفی، ملاف از درد دوشینه
میان مجلس رندان چه جای این گران جانی؟
هوش مصنوعی: صوفی، در جمع عاشقان، با درد و رنجی که بر دوش دارد، چه جایی برای نشستن و حضور در مجلس کسانی که با نور عشق زندگی میکنند، دارد؟
برآور از گریبان سر، ببین کز پرتو رویش
دو عالم شعشعانی شد، چرا سر در گریبانی؟
هوش مصنوعی: سر خود را از گریبان بیرون بیاور و ببین که چقدر با تابش چهرهاش، دو جهان روشنایی گرفتهاند. پس چرا هنوز سر در گریبان داری؟
بیان دین و ملت کن، به معنی، گر خلیلی تو
ید بیضا عیان فرما، اگر موسی عمرانی
هوش مصنوعی: اگر تو خلیلی هستی، که به تظاهر دست میزنی و روحانی هستی، باید باورها و اصول دینی و ملی خود را به وضوح نشان دهی. اگر به نوعی از موسی بن عمران (پیامبر) الهام میگیری، باید معجزات و نشانههای خود را به وضوح نمایان کنی.
چه محرومی؟ چه ناقابل؟ که در عمری ندانستی
رموز سر عاشق را ز تسویلات شیطانی
هوش مصنوعی: چه کسی که در عمرش نتوانسته است معنای عمیق عشق را درک کند و در دام وسوسههای ناپسند شیطان گرفتار شده است؟
ز «کان الله » خبر داری، بگو کان چیست در معنی
ز صد گوهر یکی بنما، اگر در اصل ازین کانی
هوش مصنوعی: از من بپرسید آیا از وجود خداوند آگاهی دارید، بگویید که خداوند چیست؟ چه چیزی را میتوان از بین صد گوهر، به عنوان یکی از آنها نشان داد، اگر این حقیقت از همان منبع وجودی سرچشمه میگیرد؟
به پای عقل نتوان رفت ازین دریای بیپایان
مگر حیران شوی، ای دل، به حیرانی به حی رانی
هوش مصنوعی: نمیتوان با عقل و خرد به عمق این دریای بیپایان رسید، جز اینکه دلت را به حیرت بسپاری و در این حیرت غرق شوی.
دوای درد باطن را ز اهل عقل کمتر جو
که از موری مسلم نیست اعجاز سلیمانی
هوش مصنوعی: در جستجوی درمان دردهای درونی، کمتر به آگاهان و دانشمندان مراجعه کن، زیرا معجزه سلیمان هم از چیزی است که نمیتوان به سادگی باور کرد.
هزار الله اکبر گفت جان من، بحمدالله
که جامی نوش کرد از دست سرمستان سبحانی
هوش مصنوعی: جان من هزار بار خدا را بزرگ میداند و به شکرانه این که از دست عاشقان و سرمستان، جرعهای نوشید.
بیا ای عشق خوش حالت، که هم ریشی و هم مرهم
تویی کشتی، تویی دریا، تو نوحی، هم تو توفانی
هوش مصنوعی: ای عشق زیبا و خوشحال! تو هم درمان دردها هستی و هم غمهای ما را پوشش میدهی. تو مانند یک کشتی در دریای زندگی هستی، نوحی که در طوفانها ما را نجات میدهی.
ز خود جوهر چه میجویی، که هم دریا و هم جویی
تویی معشوقه و عاشق، که هم جانی و جانانی
هوش مصنوعی: از خود چه در جستجو هستی، که هم دریا و هم جویبار تویی. ای معشوق و عاشق، که هم جان هستی و هم جانان.
سخن کز روی حق باشد، بر او کس را چه دق باشد؟
چو با حق متفق باشد، چه سریانی، چه عبرانی؟
هوش مصنوعی: اگر سخن از حقیقت و انصاف باشد، هیچکس نمیتواند بر آن خرده بگیرد. وقتی که سخن با حق همراستا باشد، فرقی نمیکند که به چه زبان یا فرهنگی بیان شود.
ترا چون آینه گوید که: زشتی و سیهرویی
چو از رویش خجل گردی، ازو چون رو نگردانی؟
هوش مصنوعی: اگر آینه به تو بگوید که زشت و سیاهرو هستی، وقتی که از این گفتارش خجالتزده شدی، چگونه میتوانی به آینه پشت کنی و از آن دور شوید؟
مسلمانان به عرض و نفس و مالند از تو ناایمن
ز گبران کمتری، اما به قول خود مسلمانی
هوش مصنوعی: مسلمانان از جان، مال و زندگی خود به خاطر خطرهایی که از بیدینی وجود دارد، احساس ناامنی میکنند. با این حال، خودشان به اصول و اعتقادات اسلامی خود پایبند هستند و به آنها وفادارند.
سواد ظلمت کفر است در سیمای تو پیدا
دل دانای درویشان سجنجلهای ایمانی
هوش مصنوعی: در چهره تو نشانههای کفر و تاریکی نمایان است، در حالی که دل آگاه درویشان از این زنجیرهای ایمان رنج میبرد.
چو دونان بهر یک من نان ز یک منّان مشو غافل
به یک منان توجه کن، چرا در بند دو نانی؟
هوش مصنوعی: به جای اینکه در پی چیزهای دوگانه و بیاهمیت باشی، به آن یک منبع اصلی و مهم توجه کن. چرا خودت را درگیر دو نان کنی وقتی که یک منبع میتواند تمام نیازهایت را برطرف کند؟
رضای حق نگردد جمع هرگز با هوای تو
نگر: تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی!
هوش مصنوعی: تا زمانی که به خواستههای نفسانی خود فکر کنی، هرگز نمیتوانی به خشنودی خدا دست یابی. برای رسیدن به موفقیت و شانس، باید از آن خواستهها فاصله بگیری و توجهات را به امر مهمتری معطوف کنی.
اگر با عشق همراهی، برو نوبت بزن شاهی
رسید از ماه تا ماهی عنایتهای ربانی
هوش مصنوعی: اگر در سفر عشق همسفر باشی، فرصتها و نعمتهای الهی به تو خواهد رسید، همانطور که هر ماه نوبتی برای شاهی در راه است.
مگو: همچون منی را کی به وصلش دسترس باشد؟
سعادت را که میداند؟ مگر باشد که بتوانی
هوش مصنوعی: نگو که کسی همچون من به وصال معشوق دسترسی دارد. چه کسی از سعادت باخبر است؟ شاید روزی این امکان برایت فراهم شود.
برو خود را نکو بشناس، کاندر عرصه عالم
همه فرعند و تو اصلی، همه جسمند تو جانی
هوش مصنوعی: به خودت توجه کن و سعی کن خودت را بهتر بشناسی، زیرا در این دنیا، همه چیز فرعی و موقتی است و تو اصل و اساس هستی. همه چیز دیگری جسم و ظاهر دارد، ولی تو روح و جان آنها هستی.
به روز وصل جانبازی قاسم دید، جانان گفت :
«سقاک الله » و طوبی لک که در این عید قربانی
هوش مصنوعی: در روز وصال، قاسم به جانبازی خود نگاه کرد و معشوقهاش به او گفت: «خدا تو را سیراب کند» و خوش به حالت که در این روز عید قربانی به سر میبرئی.