برگردان به زبان ساده
سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
که: چون تو تازه گلی کی رسد به همچو منی؟
هوش مصنوعی: میپرسم آیا اجازه هست که حرفی بزنم: وقتی تو جوان و زیبا هستی، چگونه ممکن است کسی مثل من به تو برسد؟
مبالغه است و دریغست و حیف می آید
که همچو جان تو جانی اسیر حبس تنی
هوش مصنوعی: متأسفانه، حرمت و ارزش وجود تو چه اندازه بالاست و چه حیف است که چنین روحی باارزش در قید و بند تن محدود شود.
هزار جان مقدس فدای راه تو باد!
که پیش بنده بیایی چو روح در بدنی
هوش مصنوعی: جانهای مقدس بسیاری آمادهاند تا برای تو فدای شوند! ای کاش تو به سراغ بندهات بیایی، مانند روحی که در بدنی وجود دارد.
قسم بذات شریف تو میخورم که: نبود
چو دوست سرو خرامان بجانب چمنی
هوش مصنوعی: من به وفاداری و عظمت تو سوگند میخورم که: مانند تو، سرو زیبا و خوشخرامی در کنار چمنی وجود ندارد.
هزار فتنه و آشوب دیده ام پیدا
بزیر زلف تو پنهان میان هر شکنی
هوش مصنوعی: من در زندگیام هزاران مشکلات و آشوبها را تجربه کردهام، اما همه آنها را زیر زلف تو پنهان کردهام و در دل هر شکنی که به وجود آمده، جایی برای خود یافتهام.
سر از بزرگی و دولت ز آسمان بگذشت
چو یافتم بسر کوی یار خود وطنی
هوش مصنوعی: وقتی به مقام و منزلت بالا دست یافتم، از آسمان بالاتر رفتم و وقتی به کوی یارم رسیدم، احساس کردم که آنجا وطن من است.
بکوی زهد رسیدم، نبود آنجا عشق
ولیک زاهد خود بین بسان اهرمنی
هوش مصنوعی: به جایی که زهد و پارسایی حاکم بود، رسیدم، اما عشق آنجا وجود نداشت. با این حال، زاهدان خودبین و مغروری آنجا بودند که مانند شیاطین رفتار میکردند.
هزار شهر بگردیدم و ندانستم
مثال رنگ رخ او سهیل در یمنی
هوش مصنوعی: من هزاران شهر را گشتم، اما نتوانستم که زیبایی و درخشش چهره او را مشابهی پیدا کنم، مانند ستاره سهیل در یمن.
مرا که سیل تو بربود تا ابد برساند
به فیض فضل تو، فارغ ز گور و از کفنی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شخصی به خاطر محبت و فیضی که از طرف معشوق به او رسیده، از نگرانیهای دنیوی مانند مرگ و کفن آزاد است. او به نوعی به سعادت و خوشبختیای درونی دست یافته که او را از غمهای زندگی و دغدغههای مرگ رهایی میبخشد. او احساس میکند که این فیض همیشگی و ابدی است و او را به سرنوشتی بهتر هدایت میکند.
بوصل دوست رسیدم، چها که من دیدم!
درین مقام نماند حدیث ما و منی
هوش مصنوعی: وقتی به وصل دوست رسیدم، چیزهایی را دیدم که فراتر از تصورم بود! در این جایگاه، دیگر از قصه من و تو خبری نیست.
بیا و قاسم بیچاره، جان و دل در باز
به پیش چهره زیبا و طلعت حسنی
هوش مصنوعی: بیا تا قاسم بیچاره با عشق و دلنگرانی به تماشای چهره زیبا و خوش قیافه تو بیفتد.