برگردان به زبان ساده
جگر گرمست و آهم سرد و دل خون
خرد آشفته و جان مست و مجنون
هوش مصنوعی: دل پر از درد و آتش است، اما در درون، حس ناامیدی و خلاء وجود دارد. جان در غم و بیقراری غرق شده و عقل و هوش به جنون میگراید.
بدور دوست خوش حالیم و فارغ
ز ملک خسرو و گنج فریدون
هوش مصنوعی: ما از دوستی خوشحالیم و هیچ دغدغهای از سلطنت خسرو و ثروت فریدون نداریم.
بهرجا در جهان جان و دلی هست
بران زلف پریشانست مفتون
هوش مصنوعی: در هر گوشه از جهان، جان و دلی وجود دارد که به زلف پریشان معشوق شیفته و مجذوب شده است.
ز حضرت قابلیت جوی و دانش
که هرچند روز افزون روزی افزون
هوش مصنوعی: از معصومیت و توانایی او دانش بیاموز، زیرا هرچه بیشتر علم بیابی، روز به روز بیشتر رشد خواهی کرد.
از آن زاهد نگوید قصه عشق
که ابله را نباشد طبع موزون
هوش مصنوعی: زاهد به عشق و داستانهای عاشقانه نمیپردازد، زیرا افراد نادان و بیخبر درک درستی از این موضوعات ندارند.
شدم در وصف او حیران، چه گویم؟
که هر دم جلوه ای دارد دگرگون
هوش مصنوعی: در توصیف او گیج و سرگردانم، نمیدانم چه بگویم؛ چرا که او هر لحظه با جلوهای نو و متفاوت ظهور میکند.
همیشه جان قاسم میل دارد
بدان زلف سیاه و چشم میگون
هوش مصنوعی: قاسم همیشه دلتنگ آن زلفهای سیاه و چشمهای میگونی است.