برگردان به زبان ساده
ساقی جان، لطف فرما کاسه دردی بمن
سالها بگذشت و دارد دل هوای درد دن
هوش مصنوعی: ای ساقی عزیز، لطفاً کمی به من نیکی کن و کاسهای از اندوهی که سالهاست بر من گذشته، به من بده. هنوز هم دلم تشنهی تجربهی آن درد است.
بر سر خاکم پس از صد سال اگر نامت برند
آتش آهم بسوزاند همه گور و کفن
هوش مصنوعی: اگر پس از صد سال بر سر قبرم نامت را بیاورند، آتش عواطف و درد دلم همه چیز را در آتش میسوزاند و حتی تابوت و کفنم را نیز از بین میبرد.
ای که می پرسی: نشان عاشقان راه چیست؟
ساختن در سوختن، با سوختن در ساختن
هوش مصنوعی: اگر میپرسید که نشانه عاشقان در مسیر عشق چیست، باید بگویم این است که آنها همواره در حال ساختن و سوختن هستند؛ یعنی در عشق همواره دورانی از ساختن و زیستن را تجربه میکنند، در حالی که همزمان درد و رنج آن عشق را نیز تحمل میکنند.
گر همی خواهی که ره را طی کنی از خود ببر
زانکه در این راه نشاید شد بوصف ما و من
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در این مسیر قدم برداری، باید از خودخواهی و منیت خود فاصله بگیری، چرا که در این راه، نمیتوان با وصف «من» و «ما» پیش رفت.
گر تو مجنونی نشان عاشقان را باز دان :
درد لیلی را میان جان شیرین یافتن
هوش مصنوعی: اگر تو مجنون هستی، نشان عاشقان را بشناس: پیدا کردن درد لیلی را در میان جان شیرین.
یعنی اگر عاشق واقعی هستی، باید نشان عاشقان را بشناسی و بدانی که چطور میتوان درد و رنج حاصل از عشق را در وجود خود احساس کرد، حتی اگر آن عشق دردآور باشد.
نیک مشتاقم، بیا، ساقی، مرا جامی بده
مطرب جان، در حسینی یک زمان راهی بزن
هوش مصنوعی: من بسیار مشتاقم، ای ساقی! به من جامی بده. ای مطربِ جان، در مجالس حسینی یک بار نوایی سر بده.
عاشقان در رقص عرفان جمله جان می پرورند
ای فقیه، آخر تو هم جان پرور اینجا، جان مکن
هوش مصنوعی: عاشقان در حال تماشای حقیقت و شناخت الهی هستند و تمام وجودشان را در این مسیر صرف میکنند. ای فقیه، تو هم میتوانی در اینجا به پرورش جان و روح بپردازی، پس چرا از این راه دور میشوی؟
آشکار او نهان محبوب جان و دل شود
هر که سودای تو دارد در خفا و در علن
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق تو فکر میکند، چه در پنهانی و چه در ظاهر، در دل و جانش تو را به روشنی و روشنی دارد.
مصلحت بود این که قاسم بهر تحصیل کمال
ناگهان از چاه جان افتاد اندر چاه تن
هوش مصنوعی: قاسم برای دستیابی به کمال و رشد خود، ناگهان از دنیای روح خارج شد و در دنیای مادی گرفتار شد.