برگردان به زبان ساده
شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
بانگ عشق تو بگوشم رسد از چنگ و رباب
هوش مصنوعی: در شب، همیشه به یاد تو در حال و هوای مستی هستم و صدای عاشقانهات از ساز و آواز همچنان به گوشم میرسد.
نفسی بیش نماندست ز بیمار غمت
آخر، ای یار گرامی، نفسی اندر یاب
هوش مصنوعی: من دیگر توانایی ندارم و از درد غمت بیمار شدهام، پس تو، ای دوست عزیز، به من نگاهی کن.
ما که سودای تو داریم نگوییم ز زهد
نکند بلبل شوریده دل آهنگ غراب
هوش مصنوعی: ما که عاشق تو هستیم، نباید دربارهٔ زهد و پرهیزگاری صحبت کنیم. بلبل دیوانهای که دلش شگفتزده است، به آواز کِرکِرِیِ کلاغ میپردازد.
خانه آب و گل خویش چه معمور کنیم؟
کعبه جان و دل ما چو خرابست و یباب
هوش مصنوعی: چرا به فکر آبادانی جسم و ظاهر خود باشیم در حالی که روح و دل ما ویرانه و خالی است؟
این چه رسمست که بر روی نقاب اندازی؟
چهره بگشا و برانداز ره و رسم و نقاب
هوش مصنوعی: این چه عادتی است که چهرهات را پنهان میکنی؟ صورتت را نشان بده و به روش و راهی که در پیش گرفتهای، توجه کن.
تا یقین تو باخلاص مقارن نشود
قشر باشی بر مستان حقیقت، نه لباب
هوش مصنوعی: تا زمانی که اطمینان واقعی و با صداقت در وجودت شکل نگرفته باشد، فقط ظاهری خواهی بود بر سر مستان حقیقت، نه اصل و جوهر آن.
قاسم از صحبت جهال کناری یابد
که ندانند بد از نیک و خطا را ز صواب
هوش مصنوعی: قاسم از گفتوگو با کسانی که نادانند و تفاوت بین خوب و بد یا درست و غلط را نمیدانند، فاصله میگیرد.