برگردان به زبان ساده
پهلوی خوانان غزل می خواند دوش
او بخود مشغول و جانها به خروش
هوش مصنوعی: دوش، وقتی که خوانندگان غزل میخواندند، او کاملاً غرق در خود بود و جانها در حالت هیجان و جنب و جوش بودند.
در حقیقت جمله جانها یکیست
از حقیقت بر گرفتم روی پوش
هوش مصنوعی: به راستی همه جانها یکساناند و من از حقیقت، پردهاش را کنار زدهام.
عاشقان در جام می مستغرقند
از ملک آواز می آید بگوش
هوش مصنوعی: عاشقان در حال شادی و سرگرمی در محافل مینوشی هستند و صدایی به گوششان میرسد که از دنیای دیگری، نغمهای ملکوتی میآید.
سالها شد راز می دارم نگاه
دیگ مردان سالها آید بجوش
هوش مصنوعی: سالهاست که رازی در دل دارم و همچنان در انتظار میکشم تا زمانی که مردان دیگری به میدان بیایند و از آن راز آگاه شوند.
بی طلب جستی، نشاید راه رفت
گر نه ای خضری، چو اسکندر بکوش
هوش مصنوعی: اگر قصد طلب و جستجو نداشته باشی، نباید به سیر و سفر بپردازی. اگر هم با اراده و پشتکار همچون اسکندر باشی، تلاش کن و به دنبال مقصودت برو.
خرقها را در گرو کردن بمی
سهل باشد پیش رند باده نوش
هوش مصنوعی: به راحتی میتوان لباسهای کهنه و خستهکننده را کنار گذاشت و از زندگی لذت برد، به شرطی که انسان عاقل و با تجربهای باشد که با نوشیدن شراب، نشاط و شادابی را تجربه کند.
قاسمی، عرش خدا را حصر نیست
مستوی هر جا باسمی بر عروش
هوش مصنوعی: قاسمی، عرش خدا محدود نیست و در هر جایی که نام او ذکر شود، حضور دارد.