برگردان به زبان ساده
لب عالم منم،چه لب؟لب لب
منکر این سخن مباش، «فتب »
هوش مصنوعی: من خودم نماینده علم هستم، اما این اظهارات را نپذیر و به آنها توجه نکن.
عقل و جانم ربود و حیران ساخت
این بود شاق عشق ونشائه حب
هوش مصنوعی: عقل و روح من را به تسخیر خود درآورد و متعجب و سرگردانم کرد. این حالت نتیجه دشواریهای عشق و حالت سرمستی از محبت است.
گر به جائی رسیده ای،ای دل
سخن از ماه گو، چه جای شهب؟
هوش مصنوعی: اگر به موفقیتی دست یافتهای، ای دل، از زیباییها و نکات مثبت صحبت کن، چه نیازی به ابراز احساسات و تخیلات بیاساس است؟
گر ترا آه آتشین باشد
در دمی حاصلست رفع حجب
هوش مصنوعی: اگر در دل تو آتش اشتیاق و درد وجود داشته باشد، در یک لحظه میتوانی حجابها و موانع را کنار بزنی و به حقیقتی دست پیدا کنی.
ذات او در احاطه ای چون نیست
در گذر از نشان، مگو ز نصب
هوش مصنوعی: وجود او چنان است که نمیتوان آن را در چارچوبهایی محدود کرد، پس دربارهی نشانهها و نشانهگذاریها سخن مگو.
چون یقین شد که از یقین دوری
در طریق یقین درآ، «فاطلب »
هوش مصنوعی: زمانی که متوجه شدی که از یقین فاصله داری، به راه یقین وارد شو و آن را جستجو کن.
قاسمی، وارهان به دولت عشق
یوسف جان ازین غیابه جب
هوش مصنوعی: قاسمی، با عشق یوسف که جان اوست، در این غیبت به دولت و قدرت خود میبالد.