برگردان به زبان ساده
دمید صبح سعادت،که یار باز آمد
هزار شکر که آن غمگسار باز آمد
هوش مصنوعی: صبح خوشبختی روشن شد و دوست دوباره به نزد ما آمد. هزاران بار شکر که آن کسی که دل ما را آرام میکرد، بازگشته است.
دلم،که برسر کوی تو راه یافت دمی
باختیار شد و بخت یار باز آمد
هوش مصنوعی: دل من که برای یافتن تو به کوی تو آمده بود، به یکباره به خواست خود اجازه داد و بخت دوباره به یاریام شتافت.
خرد،ز جور و جفای تو،از سر کویت
بخشم رفت ولی شرمسار باز آمد
هوش مصنوعی: عقل و درک من به خاطر ظلم و بدیهای تو از کنار خانهات دور شد، اما با شرمندگی دوباره بازگشت.
روان ز بیم فراقت گریخت جانب وصل
چو پشه بود و چو شیر شکار باز آمد
هوش مصنوعی: روح من از ترس دوری تو به سمت وصال فرار کرد، همچون پشهای که به سوی نور میرود و مانند شیری که به شکار برمیگردد.
پریر دیدم و گفتم:سلام، داد علیک
بخنده گفت که: آن سوکوار باز آمد
هوش مصنوعی: دختر زیبایی را دیدم و به او سلام کردم. او با لبخند پاسخ داد و گفت: "فلانی دوباره برگشته است."
خرد بوادی عشقت سفر گزید،اما
عظیم تند شد و بردبار باز آمد
هوش مصنوعی: عقل من در دنیای عشق تو سفر کرد، اما بسیار سریع و پرسرعت شد و با صبوری بازگشت.
کسی که راه بوصل توبرد،درره عشق
چو صعوه رفت ولی چون هزار بازآمد
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر رسیدن به تو گام برداشت و در راه عشق همچون پرندهای کوچک پرواز کرد، اما در نهایت همچون هزار پرنده دیگر به سرزمین تو بازگشت.
هزار شکر که ایام وصل خواهد بود
گذشت نوبت دی،چون بهار باز آمد
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزارم که روزهای وصال و پیوستگی دوباره خواهد آمد، دوران غم و جدایی به پایان رسید و اکنون زمان خوشی و شادی است.
بجان توکه مده انتظار قاسم را
که این بلابسرم ز انتظار باز آمد
هوش مصنوعی: به جان تو، دیگر منتظر قاسم نباش؛ چرا که این درد و غم، به خاطر انتظار او، دوباره به سراغم آمده است.