برگردان به زبان ساده
ای رهنمای ملک معانی، چه گویمت؟
دردین حق مساعد جانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: ای راهنمای عالم معنا، نمیدانم چه بگویم. در مورد درد و مشکلاتی که در دین حق دارم، چه حرفی بزنم؟
هر زنده دل که نام تو بشنید زنده شد
سلطان شهر زنده دلانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: هر کسی که نام تو را بشنود، جان تازهای میگیرد. چه میتوانم در مورد سلطان شهر زنده دلان بگویم؟
من وصف گفتنت نتوانم بهیچ حال
چون پادشاه ملک عیانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به هیچ شکلی زیبایی و جذابیت کلام تو را توصیف کنم، مانند پادشاهی که قدرت و شکوه خود را در برابر جهانیان نمیتواند به زبان بیاورد. چه بگویم به تو؟
تو میر رهروانی و صد جان طفیل تست
باز سفید صدر جنانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا شاعر دربارهی کسی سخن میگوید که در مسیر زندگی خود، مسیری را برای دیگران هموار کرده و میتواند به عنوان الگویی برای آنان باشد. وجود این فرد، مانند نوری در صدر جنت است که همه را روشن میکند و نمیداند که به چه زبانی باید عظمت و مقام او را توصیف کند.
سلطان هر دو کونی وعالم گدای تست
در ملک فقر شاه نشانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: سلطان هر دو جهان و عالم، گدای تو است. در مملکت فقر، نشانهای از شاهی تو چه میتوانم بگویم؟
خواهم بجان که:وصف تو گویم بصدزبان
چون بینمت که برترازآنی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: میخواهم از تو و زیباییهایت بگویم و هزار زبان دارم، اما وقتی تو را میبینم و میفهمم که بالاتر از همه چیز هستی، نمیدانم چه بگویم.
ای شهریار ملک ولایت، ترا سلام
برتر زعقل و فکر و بیانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: ای فرمانروای سرزمین، سلامی برتر از عقل و اندیشه و بیان به تو میفرستم، چه چیزی بگویم به تو؟
تو ژنده پیل حضرتی و پادشاه جام
ای جان و دل،چو جان و جهانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: ای جان و دل، تو مانند یال زینتدادهی پادشاهی هستی و در دنیای محبوبی احساس زندگی و معنای وجود را چه بگویم؟
قاسم گدای کوی توشد، جان و دل بداد
ای شاه جان، تو امن و امانی چه گویمت؟
هوش مصنوعی: قاسم در کوی تو گدا شد و جان و دلش را فدای تو کرد، ای پادشاه جان! تو در امان و امنیتی، چه بگویم دربارهات؟