برگردان به زبان ساده
چنین خواندم از خط ابیارئی
که میخواندی نوبتی عارئی
هوش مصنوعی: من از خط ابیارئی این چنین درک کردم که تو نیز به نوبت میخواندی.
که کمخاهمی کرد تعریف خویش
که بیشم بجاه از قماشات بیش
هوش مصنوعی: در این بیت، بیان میشود که کسی به خودخواهی و تعریف از خودش مشغول است و به جایگاه و منزلت خود بیش از آنچه که هست، تأکید میکند. به عبارتی، تلاش میکند تا اهمیت و ارزش خود را بزرگتر نشان دهد.
که از چین و ماچین فرازم علم
گهی از خطا و ختن دم زنم
هوش مصنوعی: از سرزمین چین و ماچین (منطقهای در آسیا) علم و دانش را به دست میآورم، گاهی در اشتباه هستم و گاهی از سرزمین ختن (منطقهای در چین) سخن میگویم.
در ابریشم چنگم اسرار بین
در اوتار او از من آثار بین
هوش مصنوعی: در چنگ من نشانههایی از اسرار وجود دارد، به گونهای که با نوازشهایش میتوان این رازها را احساس کرد.
بپشتی شاهان منم چارقب
که دارد چنین اعتبار و نسب
هوش مصنوعی: پشتیبان و یاور پادشاهان هستم و همانند چارقهای با اعتبار و با اصالت، ارزشمند و معتبر هستم.
مه و مهر روی کلاه منست
شفق شقه قدرو جاه منست
هوش مصنوعی: ماه و خورشید در کلاه من جای دارند، به همین دلیل نور غروب و زیبایی و مقام من هم در همینجا است.
زنقشم خجل گشته ارژنک چین
گلستانم از رنک پر زیب بین
هوش مصنوعی: زنم خجالت زده شده و در باغ گلستان من، رنگ زیبای گلها را نظاره میکند.
جواهر بجیبم رسانند باج
زر از کان فرستد بقیقم خراج
هوش مصنوعی: گنجینهای از جواهرات در جیبم دارم و از معدن طلا، مالیات و خراج میفرستم.
در اسرار چنگم شنیدی صدا
که اول کجا بودم اکنون کجا
هوش مصنوعی: در صداهایی که از نواختن چنگ میآید، به یاد میآوری که من از کجا شروع کردم و اکنون به کجا رسیدهام.
بخا نبالغم گاه رایت زنند
سمرقندیم گاه نسبت کنند
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر غم و اندوه من، پرچم را به اهتزاز درمیآورند و گاهی به ما نسبت سمرقند را میدهند.
رخوتی که بودند ابریشمیین
چه از پنبه و از کتان و کژین
هوش مصنوعی: حالت بیخیالی و تنبلی که در آن روزگار وجود داشت، مثل پارچههای ابریشمی، پنبهای و کتان بود.
لباسی که از جنس موئینه بود
قماشی که از نوع پشمینه بود
هوش مصنوعی: لباسی که از پارچهای نرم و لطیف ساخته شده بود، از جنس پشم بافته شده بود.
زپیچیدنی و ز پوشیدنی
زافکندنی و زگستردنی
هوش مصنوعی: این جمله به معنای پیچیدگی و پنهانی است، همچنین به افکندن و گسترش اشاره دارد. در واقع، به رفتارها و ویژگیهایی اشاره میکند که ممکن است در یک چیز یا موقعیت وجود داشته باشد و نشان دهنده تنوع و عمق آن است.
بدادند با یکدیگر این قرار
که نبود سریری چوبی تا جدار
هوش مصنوعی: آنها با هم توافق کردند که هیچ تخت چوبی نباشد تا به دیوار تکیه بزند.
زافتادگی و زره قدرو جاه
همه کفش باشیم و او شه کلاه
هوش مصنوعی: در این دنیا اگرچه ما از نظر مقام و قدرت ممکن است پایینتر باشیم، اما باید humble و فروتن باشیم و مانند یک خدمتگذار عمل کنیم، در حالی که آن شاه و مقامدار بالای سر ما قرار دارد.
همه رختها چون سپاه آمدند
کواکب صفت گرد ماه آمدند
هوش مصنوعی: تمام لباسها همچون سپاهی رزمنده به میدان آمدند و در حالی که ستارهها به زیبایی گرد ماه قرار گرفته بودند.
یکی صندلی عاج و زآبنوس
بدش تخت وزرتاج وزردوزکوس
هوش مصنوعی: یک صندلی از عاج و یک تخت زیبا از چوب آبنوس، با تاجی زینتی و رنگهای زرد.
زخرمی و پوشی برش زیج بود
سطرلاب نیز ازنمکدان نمود
هوش مصنوعی: از خوشحالی و شادی، پوست تو به مانند آبی شفاف میدرخشد و حتی سطرهای نوشته شده از نمک نیز درخشش خاصی دارند.
که سلطان کمخا نشاندن بتخت
چه روزی نکو باشد از فر بخت
هوش مصنوعی: نشان دادن کسی که مقام و قدرتی ندارد، به تخت سلطنت چه روز خوبی میتواند باشد در سایه خوشبختی.