تن ساخته پابند درین مرحله جان را
ساکن کند آمیزش خاک آب روان را
آن شوخ چو در مکتب بیداد در آید
مد و الفی می شمرد تیر و کمان را
شد روشنم از شمع که در بزم حریفان
خاموش شدن مرگ بود اهل زبان را
جز آبلهٔ پای من امروز درین دشت
نبود جرسی قافلهٔ ریگ روان را
مفلس نبرد بهره ز پهلوی توانگر
کی تیر پر خویش دهد زاغ کمان را
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: حسان لاهوری
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.