می کند روشن خیال مهر رویش سینه را
عکس می بخشد جلا چون ماه این آیینه را
دیدم از چاک گریبانش صفای سینه را
من گمان بردم که دارد در بغل آیینه را
خاطر غماز زیر بار کلفت بهتر است
سد راه عیب جویی گشت زنگ آیینه را
همچو بی دردان نسازم چشم بر مرهم سیاه
مشک می پاشم به رنگ لاله داغ سینه را
چون غنی هر کس که دم از خاکساری می زند
می تواند کرد روشن از نفس آیینه را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: حسان لاهوری
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.