برگردان به زبان ساده
زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟
عیدست و دم صبح می ناب کجایی؟
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو کجایی؟ در مسجد و محراب چه خبر؟ این روز عید است و صبحی که شراب ناب جاری است، تو کجایی؟
دریا ز حباب آبله پای طلب تست
نور نظر ای گوهر نایاب کجایی؟
هوش مصنوعی: دریا به دلیل حبابهایش همچون نشانههایی از درخواست توست. ای گوهر نایاب، نور نگاهت کجاست؟
بوی گل و شبنم نسزد کلبه ما را
صرصر تو کجا رفتی و سیلاب کجایی؟
هوش مصنوعی: عطر گل و شبنم برای کلبه ما مناسب نیست، تو که کجا رفتی و طوفان کجا است؟
حشرست و خدا داور و هنگامه به پایان
ای شکوه بی مهری احباب کجایی؟
هوش مصنوعی: روز قیامت است و خداوند قضاوت میکند، در حالی که همه چیز به پایان رسیده است. ای شکوهمند، کجایی که در این زمانِ بیمهری دوستان، به یاری ما بیایی؟
آن شور که گرداب جگر داشت ندارد
ای لخت دل غرقه به خوناب کجایی؟
هوش مصنوعی: شور و هیجانی که دل را به درد میآورد، دیگر وجود ندارد. ای دل بیپوشش و غرق در خون، کجایی؟
با گرمی هنگامه خواهش نشکیبم
آتش به شبستان زدم ای آب کجایی؟
هوش مصنوعی: در لحظهای پر از احساس و تمنا، در حالی که نمیتوانم صبر کنم، نوری به محیط شبانه افشانی کردهام. ای آب، تو کجا هستی؟
چون نیست نمکسایی اشکم به فغانم
کای روشنی دیده بی خواب کجایی؟
هوش مصنوعی: چون کسی نیست که به من دلداری دهد، اشکم به شدت در حال ریختن است و فریاد میزنم: ای روشنی چشمانم که خواب را از من گرفتهای، کجا هستی؟
غواصی اجزای نفس دیر ندارد
از دل ندمی داغ جگرتاب کجایی؟
هوش مصنوعی: غواصی در عمق وجود انسان وقت زیادی نمیبرد؛ زیرا دل مرا پر از داغی کرده است که کجایی، ای تاب و نور من؟
شوری ست نواریزی تار نفسم را
پیدا نه ای ای جنبش مضراب کجایی؟
هوش مصنوعی: احساس شگفتانگیزی در تارهای وجودم به وجود آمده است. ای حرکت نوازنده، کجایی که این احساس را به اوج برسانی؟
بنمای به گوساله پرستان ید بیضا
غالب به سخن صاحب فرتاب کجایی؟
هوش مصنوعی: به کسانی که به گوساله پرستی مشغولند نشان بده که قدرت واقعی در دست کسی است که کلامش روشن و تابنده است. تو کجا هستی، ای صاحب این قدرت بزرگ؟