برگردان به زبان ساده
اندوه پرافشانی از چهره عیانستی
خون ناشده رنگ اکنون از دیده روانستی
هوش مصنوعی: چهرهات نشاندهنده اندوه و غم است و اشکهایت نیز به وضوح جاری شدهاند. رنگ چهرهات به خاطر این درد تغییر کرده و به نظر میرسد که احساسات عمیقی در درونت در حال تماشاگرند.
غم راست به دلسوزی سعی ادب آموزی
انداختگانش را اندازه نشنانستی
هوش مصنوعی: غم واقعی را با دلسوزی به یاد برندهها آموزش میدهد، اما تو آنهایی را که افتادهاند، نمیشناسی.
صد ره به هوس خود را با وصل تو سنجیدم
یک مرحله تن وانگه صد قافله جانستی
هوش مصنوعی: من بارها و بارها خود را با امید وصالت آزمودم، و یک مرحله از عشق تو را تجربه کردم. در حالی که خود را در این راه غرق کردهام، جانم نیز در این مسیر به سفر رفته است.
ذوق دل خودکامش دریاب ز فرجامش
هر حلقه گلدامش چشمی نگرانستی
هوش مصنوعی: احساسات و شوق دل او را در نظر بگیر و به سرانجام کارش توجه کن. هر حلقه گل که به دوش دارد، نشاندهنده نگرانهایی است که او دارد.
رو تن به خرابی ده تا کار روان گردد
طوفانزده زورق را هر موج عنانستی
هوش مصنوعی: به خودت اجازه بده تا شکست را بپذیری، زیرا این کار به حل مشکلات و پیشرفت کمک میکند. مانند قایقهایی که در طوفان در حرکت هستند، هر قسمتی از هر موج به آنها کمک میکند تا مسیر خود را پیدا کنند.
چشمی که بها دارد هم رو به قفا دارد
خود نیز رخ خود را از حیرتیانستی
هوش مصنوعی: چشمی که ارزش و قیمت دارد، به عقب نگاه میکند و خودش هم از شگفتی نمیتواند خود را نشان دهد.
جان باغ و بهار اما در پیش تو خاکستی
تن مشت غبار اما در کوی تو جانستی
هوش مصنوعی: جان باغ و بهار در مقابل تو چیزی جز خاک نیست و تن من که پر از غبار و کثیفی است، اما در کوی تو جان تازهای دارد.
راز تو شهیدان را در سینه نمی گنجد
هر سبزه درین مشهد مانا به زبانستی
هوش مصنوعی: راز تو آن چنان عمیق و والایی است که نمیتواند در دل شهیدان جای بگیرد. هر سبزهای که در این مکان مقدس وجود دارد، خود به نوعی زبانزد است و برای همیشه باقی خواهد ماند.
ساقی به زرافشانی دانم ز کریمانی
پیمانه گرانتر ده گر باده گرانستی
هوش مصنوعی: ای ساقی، میدانم که با سخاوت و بزرگواریات، میتوانی پیمانهای پر از شراب به من بدهی، حتی اگر بادهای که میریزی گرانبها باشد.
فیض ازلی نبود مخصوص گروهی را
حرفی ست که می خوردن آیین مغانستی
هوش مصنوعی: نعمت و موهبت الهی به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و این حرف، همانند سخنانی است که در آیین زرتشتیان گفته میشود.
هم جلوه دیدارش در دیده نگاهستی
هم لذت آزارش در سینه روانستی
هوش مصنوعی: هم زیبایی دیدن او در چشمانت جا دارد و هم لذت از آزار او در دل تو جاری است.
غالب سر خم بگشا پیمانه به می درزن
آخر نه شب ماهست گیرم رمضانستی
هوش مصنوعی: سر خم را باز کن و می را به پیمانه بزن، زیرا هنوز شب است و فکر نکن که رمضان است.