برگردان به زبان ساده
گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟
من که نیم گر نبودی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر آوازها و نغمهها را نمیخواندم، چه مشکلی بود؟ من که وجود ندارم، اگر نبودم، چه دردی داشت؟
زنگ زدودن نبرد ز آینه کلفت
گر همه صورت زدودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر همه زشتیها و ناپاکیها را از چهره آینه پاک کنم، آیا درد و غم تو برطرف خواهد شد؟
گر غم دل بودمی که تا دم مردن
هم به خود از خود فزودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر غم در دل داشتم که تا لحظه مرگ هم از آن کاسته نمیشد، چه نیازی به غم و اندوه داشتن است؟
بخت خود ار بودمی که تا به قیامت
بی خبر از خود غنودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر قدرت و شانس من این بود که تا روز قیامت بیخبر از خودم در آرامش زندگی کنم، چه نگرانیای داشتم؟
نی به سخن مزد نی ستایش اگر من
کشت کدیور درودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: در سخن من نه پاداشی وجود دارد و نه ستایشی؛ اگر من کدیور را بپرورانم، چه غمی بر دل دارم؟
نیست مشامی شمیم جوی، اگر من
غالیه چندین نسودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر بوی خوش گلزاری در مشامم نیست، پس چرا غمگینم که عطر گلها به من نمیرسد؟
چون در دعوی توان به لغو گشودن
من به هنر گر گشودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: در صورتی که بتوانم در بحثی بیدلیل و بدون پایه و اساس صحبت کنم، اگر بخواهم با مهارت و هنر خود این کار را انجام دهم، چه دلیلی برای نگرانی وجود دارد؟
چون دل یاران توان به هزل ربودن
من به سخن گر ربودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: چون دوستانم به شوخی و بازی سرگرم شدند، اگر من هم با حرفهایم آنها را از جدی بودن خارج میکردم، چه اشکالی داشت؟
گر به مثل لال گشتمی که سخنها
گفتمی و خود شنودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر مثل یک فرد لال میشدم و فقط به سخنانی که گفتم گوش میدادم، چه اهمیتی دارد؟
گر به سخن مست گشتمی که به مستی
گفته خود را ستدومی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: اگر در حال صحبت کردن مست شدم و آنچه را که تحت تأثیر مستی گفتم، از خودم دانستی، دیگر چه غمی وجود دارد؟
حیف ز عیسی که دور رفت وگر نه
معجزه دم نمودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: کہ عیسی دور رفته وگرنه من هم کاری میکردم و معجزهای نشان میدادم. حیف است که او نیست تا معجزهای از من ببینید و از غم رها شوید.
آه ز داوود کان نماند وگر نه
ناله به لحن آزمودمی چه غمستی؟
هوش مصنوعی: ای کاش صدای داوود باقی میماند، وگرنه نالههایم را با آهنگی دلنشین میخواندم. چه اندوهی به دل دارم!
قافیه غالب چو نیست پرس ز عرفی
«گر من فرهنگ بودمی چه غمستی؟»
هوش مصنوعی: هرگاه که قافیه و وزن شعر مناسب نباشد، نباید از عرفی بپرسی که اگر من فرهنگ علمی و فهمیدگی داشتم، چه نیازی به غم و ناراحتی بود؟