برگردان به زبان ساده
خجل ز راستی خویش می توان کردن
ستم به جان کج اندیش می توان کردن
هوش مصنوعی: باید از حقیقت خود خجالت بکشی و به دیگران آسیب برسانی، با این حال آدمهای نابخرد میتوانند چنین کاری کنند.
چو مزد سعی دهم مژده سکون خواهد
ز بوسه پا به درت ریش می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر پاداش تلاش خود را بگیرم، نوید آرامش خواهد آمد. با بوسهای به درگاه تو، میتوانم دلم را آرام کنم.
دگر به پیش وی ای گل چه هدیه خواهی برد؟
مگر به کدیه کفی پیش می توان کردن
هوش مصنوعی: در برابر او ای گل، چه چیزی را به عنوان هدیه میخواهی ببری؟ جز اینکه بتوانی با دستانت چیزی بسازی.
تو جمع باش که ما را درین پریشانی
شکایتی است که با خویش می توان کردن
هوش مصنوعی: تو در کنار دیگران جمع باش، زیرا در این شرایط آشفته، شکایتی وجود دارد که میتوان به خودی خود بیان کرد.
سر از حجاب تعین اگر برون آید
چه جلوه ها که به هر کیش می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر فردی از محدودیتهای ظاهری و مشخصات خاص خود فراتر برود، چه زیباییها و جلوههایی که در هر طریقت و مذهب میتوانند پدیدار شوند.
به هر که نوبت ساغر نمی رسد ساقی
خراب گردش چشمیش می توان کردن
هوش مصنوعی: هر کسی که نوبت نوشیدن نمیرسد، میتواند با سرگردانی و گردش در حال و هوای چشم خود، خود را مشغول کند.
خرام ناز تو با صحن گلستان دارد
رعایتی که به درویش می توان کردن
هوش مصنوعی: حرکت نازناک تو در میان گلهای باغ، به قدری زیباست که حتی کسی که در دستش چیزی برای دادن ندارد، میتواند با دیدهی تحسین به تو نگاه کند.
اگر به قدر وفا می کنی جفا، حیف ست
به مرگ من که ازین بیش می توان کردن
هوش مصنوعی: اگر به اندازه وفا و وفاداری من، به من خیانت کنی، مرگ من بی معناست، زیرا امکان انجام این کار بیشتر از اینها هم هست.
کسی بجو که مر او را درین سفر غالب
گواه بی کسی خویش می توان کردن
هوش مصنوعی: به دنبال کسی بگرد که در این سفر به یاری تو بیاید و بتواند به تنهایی خودت را ثابت کند.