برگردان به زبان ساده
نه مرا دولت دنیا نه مرا اجر جمیل
نه چو نمرود توانا نه شکیبا چو خلیل
هوش مصنوعی: نه من به نعمتهای دنیا وابستهام و نه به پاداشهای نیکویی که مردم میدهند. نه مانند نمرود قدرت زیادی دارم، نه مانند ابراهیم، صبوری و استقامت.
با رقیبان کف ساقی به می ناب کریم
با غریبان لب جیحون به دمی آب بخیل
هوش مصنوعی: با رقبای خود در میخانه، به نوشیدن از میِ با کیفیت و گرانبهای ساقی بپردازید و با غریبهها نیز از آب جیحون بهرهمند شوید، حتی اگر لحظهای از آن باشد.
بنه و بار به شبگیر درافگنده به راه
آن که دانست سراسیمگی صبح رحیل
هوش مصنوعی: سپس بار و وسایل سفر را در کنار راه قرار داده، به سمت آن کسی که میدانست صبح زود باید حرکت کند، رفتند.
هان و هان ای گهرین پاره سیمین ساعد
کز دم تیغ بلیسی به زبان خون قتیل
هوش مصنوعی: ای گوهر نازک و زیبا که در دستانم است، به دلیل ضربهای که به من وارد شده است، به زبان خون حرف میزنی.
بس کن از عربده تا چند ربایی به فسوس
از گدایان سر و از تارک شاهان اکلیل
هوش مصنوعی: بس کن از سر و صدا و جنجال، تا کی میخواهی از قضا و تقدیر چیزی به دست بیاوری؟ به یاد داشته باش که گدایان هم ارزشهایی دارند و تاج و تخت شاهان نیز میتواند از آنها تأثیر بپذیرد.
تو نباشی، دگری، کوی تو نبود، چمنی
کی شدستیم به دلتنگی جاوید کفیل؟
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، دیگری نیست؛ جایی که تو هستی، هیچ چمنی وجود ندارد. در دلتنگی، ما در جاودانگی به سر میبریم.
ترس موقوف چه شد رشک نبینی که دگر
دارم آهنگ نیایشگری رب جلیل
هوش مصنوعی: ترس و نگرانی چه معنایی دارد وقتی که من دیگر حسادت نمیکنم و اکنون مشغول نیایش و ستایش خداوند بزرگ هستم.
ای به مسمار قضا دوخته چشم ابلیس
به دم گرمروان سوخته بال جبریل
هوش مصنوعی: چشمان ابلیس به سرنوشت و تقدیر به شدت توجه دارد، در حالی که روحهای داغ دیده و درگیر با مشکلات، تحت تاثیر عواطف و وجود جبریل قرار دارند.
با توام خرمی خاطر موسی بر طور
با خودم خستگی لشکر فرعون به نیل
هوش مصنوعی: من با تو هستم و خوشحالی خاطر موسی را در کوه طور احساس میکنم، در حالی که خودم خستگی و مشکلات لشکر فرعون را در کنار نیل تجربه میکنم.
بر کمال تو در اندازه کمال تو محیط
بر وجود تو در اندیشه وجود تو دلیل
هوش مصنوعی: کمال تو را به اندازه خودت درک میکنم و وجود تو را در تفکر درباره وجودت میسنجم.
نکنی چاره لب خشک مسلمانی را
ای به ترسابچگان کرده می ناب سبیل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر برای مشکل کسی که به شدت در رنج و خشکی است، چارهای نیندیشی، ممکن است از دستش برود. شاعر به کسانی که از نعمتهای زندگی بهرهمند هستند و در کنار خود به دیگران توجه نمیکنند، ندا میدهد تا به مشکلات دیگران رسیدگی کنند.
غالب سوخته جان را چه به گفتار آری؟
به دیاری که ندانند نظیری ز قتیل
هوش مصنوعی: کسی که جانش در آتش عشق سوخته، چه نیازی به صحبت کردن دارد؟ در سرزمینی که هیچ کس نمیداند چه کسی مانند اوست و چه دردهایی را تحمل کرده است.