برگردان به زبان ساده
تعالی الله به رحمت شاد کردن بیگناهان را
خجل نپسندد آزرم کرم بیدستگاهان را
هوش مصنوعی: خداوند از خوشحال کردن بیگناهان به رحمت خود شرم ندارد و برکاتش را به افراد بیدستگاه و بیزور میدهد.
خوی شرم گنه در پیشگاه رحمت عامت
سهیل و زهره افشانده ز سیما روسیاهان را
هوش مصنوعی: شرم و ندامت گناهکاران در برابر رحمت گستردهات، مانند ستارههای سهیل و زهره است که زیبایی و روشنایی خود را در چهرهی کسانی که در سیاهی و خطا گرفتارند، میافزایند.
زهی دردت که با یک عالم آشوب جگرخایی
دود در دل گدایان را و در سر پادشاهان را
هوش مصنوعی: ای درد تو چقدر بزرگ و عظیم است که با وجود تمام آشفتهحالیها، تو میتوانی دل گدایان را به آرامش برسانی و در فکر و خیال پادشاهان تاثیر بگذاری.
به حرفی حلقه در گوش افگنی آزادمردان را
به خوابی مغز در شور آوری بالینپناهان را
هوش مصنوعی: با یک سخن میتوانی آزادگان را در گوشهای به خواب عمیق فرو بری و در دل پنهاننشینها آشفتگی ایجاد کنی.
ز شوقت بیقراری آرزو، خارا نهادان را
به بزمت لایخواری آبرو، پرویزجاهان را
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و آرزوی تو، بیقرار و ناآرام شدهام. به همین خاطر، باعث شدم که به جمعی از افراد کمقدرت و بیاحترامی در این دنیا به آنها ننگ و شرم آوردم.
به بزمت شادم اما زین خجالت چون برون آیم؟
که رشکم، در جحیم افگند، خلد آرامگاهان را
هوش مصنوعی: من به میزبانی شاد هستم اما از آنجا که خجالتزدهام، چگونه میتوانم بیرون بیایم؟ زیرا حسادت من، آرامش بهشت را به جهنم بدل میکند.
به دلها ریختی یکسر شکستن هم ز یزدان دان
که لختی بر خم زلف و کله زد، کجکلاهان را
هوش مصنوعی: تو با دلها بازی کردی و آنها را به شدت شکست. بدان که پروردگار وقتی به لحظهای بر تار موها و سر آن محبوب نگاه کرد، باعث شد افرادی که کجرفتار بودند دچار آسیب شوند.
بنازم خوبی خونگرم محبوبی که در مستی
کند ریش از مکیدنها زبان عذرخواهان را
هوش مصنوعی: به زیبایی محبوب خونگرم و خوشخلق، که در حالت مستی، عذرخواهیهای دیگران را نادیده میگیرد و به شوخی و بازیگوشی میپردازد، باید افتخار کرد.
به می آسایش جانها بدان ماند که ناگاهان
گذر بر چشم افتد، تشنهلب گمکردهراهان را
هوش مصنوعی: آسودگی جانها به مانند جرعهای شراب است که ناگهان بر چشمان انسان میافتد و به تشنگان گمکردهراه آرامش میدهد.
ز جورش داوری بردم به دیوان، لیک زین غافل
که سعی رشکم از خاطر برد نامش گواهان را
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم او، به دادگاه شکایت کردم، اما فراموش کرده بودم که تلاش و محنت من به خاطر حسادت، نامش را از یاد گواهان برده است.
گسست تار و پود پرده ناموس را نازم
که دام رغبت نظاره شد رسوانگاهان را
هوش مصنوعی: به نظر من، زیباست که در دل تار و پود پرده حجاب شکسته شده و نگاهها به کسانی که قابل دیدن نیستند، توجه کردهاند.
نشاط هستی حق دارد از مرگ ایمنم غالب
چراغم چون گل آشامد نسیم صبحگاهان را
هوش مصنوعی: حیات و سرزندگی حق و حقوق خود را دارد و من از مرگ احساس امنیت میکنم. چون که مانند گلی هستم که نسیم صبحگاهی به آرامی به او میوزد و او را شاداب میکند.