برگردان به زبان ساده
عاشق چو گفتیش که برو زود میرود
نازم به خواجگی غضبآلود میرود
هوش مصنوعی: وقتی عاشق را میگویند که سریع برود، با ناز و کینهای خاص میرود، گویی در رفتنش نوعی تمایز و احترام وجود دارد.
امشب به بزم دوست کسی نام ما نبرد
گویی سخن ز طالع مسعود میرود
هوش مصنوعی: امشب در میهمانی دوست، هیچکس از ما یاد نمیکند، گویی صحبت از سرنوشت خوشی میشود که به طرف ما میآید.
از نامهام مرنج که آخر شدهست کار
شمع خموشم و ز سرم دود میرود
هوش مصنوعی: از نامهام ناراحت نشو که کار شمع به پایان رسیده است. من خاموش شدهام و از سرم دود خارج میشود.
شادم به بزم وعظ که رامش اگر چه نیست
باری حدیث چنگ و نی و عود میرود
هوش مصنوعی: در گردهماییهای مذهبی خوشحالم، حتی اگر موزیک در کار نباشد، دستکم صحبت از سازها و موسیقیهای مختلف به میان میآید.
فردوس جوی عمر به وسواس داده را
سرمایه نیز در هوس سود میرود
هوش مصنوعی: زندگی را همچون بهشتی میدانند که برای آن زحمت و تلاش زیادی لازم است، اما در عین حال، انسانها به خاطر تمایلات و آرزوهای خود ممکن است از سرمایههای موجود خود نیز بهرهبرداری کنند.
نخوت نگر که می خلد اندر دلش ز رشک
حرفی که در پرستش معبود میرود
هوش مصنوعی: نگاه کن به خودبینی و مغروری که عشق و شوق به معبودش در دلش شعلهور است و به خاطر این عشق، حسادت و غبطهای نسبت به زیباییهای معشوق دارد.
ما هم به لاغ و لابه تسلی شویم کاش
نادان ز بزم دوست چه خشنود میرود
هوش مصنوعی: ما هم دلمان میخواست از طریق خواهش و تمنا آرامش پیدا کنیم، اما ای کاش نمیدانستیم که نادانها از محفل دوستان چه خوشحال و راضی خارج میشوند.
رشک وفا نگر که به دعویگه رضا
هرکس چگونه در پی مقصود میرود
هوش مصنوعی: نگران وفای راستین باش، زیرا هر کس به روش خود و با انگیزههای خاص خود در مسیر رسیدن به خواستههایش حرکت میکند.
فرزند زیر تیغ پدر مینهد گلو
گر خود پدر در آتش نمرود میرود
هوش مصنوعی: فرزند در خطر است و زیر فشار پدر قرار دارد، حتی اگر پدر به آتش سختی دچار شود، باز هم فرزند را در معرض خطر قرار میدهد.
غالب خوش است فرصت موهوم و فکر عیش
تاری که نیست در سر این پود میرود
هوش مصنوعی: این که زمان خوش و لذتبخش، حقیقتی دروغین و فکری ناپایدار است که در ذهن ما جا نمیگیرد و از میان میرود.