برگردان به زبان ساده
چه خیزد از سخنی کز درون جان نبود
بریده باد زبانی که خونچنان نبود
هوش مصنوعی: اگر سخنی از دل و جان بر نیاید، تأثیری نخواهد داشت. زبانی که از دل به میان نیاید، بیفایده و بدون ارزش است.
حکیم ساقی و می تند و من ز بدخویی
ز رطل باده به خشم آیم ار گران نبود
هوش مصنوعی: ساقی خردمند و دانشمندی است و شراب با طراوتی را به ما میدهد. اما من از روی بدخویی و خشم، اگر شراب سنگین باشد، امکان دارد که نسبت به آن ناراحت شوم.
نگفته ام ستم از جانب خداست ولی
خدا به عهد تو بر خلق مهربان نبود
هوش مصنوعی: من نگفتهام که ظلم از سوی خداست، اما خدا به وعدهات نسبت به بندگانش مهربان نبود.
ز نازکی نتواند نهفت راز مرا
خیال بوسه بر آن پای بی نشان نبود
هوش مصنوعی: به خاطر نازک بودنم، هیچکس نتوانسته راز مرا پنهان کند؛ فکری که درباره بوسه زدن به آن پای بینشان دارم، وجود ندارد.
چو عشرتی که کند فاسق تنک مایه
ز زخم خون به زبان لیسم ار روان نبود
هوش مصنوعی: مانند شادیای که شخص فاسد و بیمایه به خاطر زخم و درد به زبان میآورد، اگر روحی در کار نباشد، این شادی ارزش چندانی نخواهد داشت.
ز خویش رفته ام و فرصتی طمع دارم
که باز گردم و جز دوست ارمغان نبود
هوش مصنوعی: من از خودم دور شدهام و امیدوارم که روزی دوباره به خود بازگردم، اما تنها هدیهای که برای دوستانم دارم، عشق و دوستی است.
زمام ناقه به دست تصرف شوق ست
به سوی قیس گرایش ز ساربان نبود
هوش مصنوعی: ناقه (شتر) به دست کسی است که شوق و علاقهاش او را به سمت قیس میکشد و این اشتیاق از قدرت ساربان بیشتر است.
فرو برد نفس سرد من جهنم را
اگر نشاط عطای تو در میان نبود
هوش مصنوعی: اگر نشاط و شادی تو در میانه نبود، نفس سرد من میتوانست جهنم را فرو ببرد.
مرا که لب به طلب آشنا نخواسته ای
روا مدار که شاهد ضمیردان نبود
هوش مصنوعی: ای کاش در جستجوی چیزی که نمیخواهم، مرا رها نکنید، زیرا بیخبر از دلها نمیتواند هیچ کس را درک کند.
امید بلهوس و حسرت من افزون شد
ازین نوید که اندوه، جاودان نبود
هوش مصنوعی: امید و آرزوهای بیپایهام بیشتر شد، زیرا با خبری که شنیدم، فهمیدم که غم و اندوه دائمی نیستند.
به التفات نگارم چه جای تهنیت ست
دعا کنید که نوعی ز امتحان نبود
هوش مصنوعی: نگاه محبوبم چنان دلانگیز است که نیازی به تبریک نیست؛ فقط دعا کنید که این عشق، از آزمایش و امتحانی نشأت نگرفته باشد.
عجب بود سر همخوابی کسی غالب
مرا که بالش و بستر ز پرنیان نبود
هوش مصنوعی: عجب است که چرا در خواب کسی که بر من تسلط دارد، احساس راحتی میکنم، در حالی که تشک و بالشم از پارچهای نرم و لطیف نیست.