برگردان به زبان ساده
شادم به خیالت که ز تابم به در آورد
از کشمکش حسرت خوابم به در آورد
هوش مصنوعی: خوشحالم که فکر تو باعث شده از درد و حسرتهای زندگیام رها شوم و آرامش پیدا کنم.
فریاد که شوق تو به کاشانه زد آتش
وانگاه پی بردن آبم به در آورد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شور و شوق دیدن تو مثل آتش به زندگیام شعلهور شده است و حالا فهمیدم که احساساتم مثل آب، این آتش را خاموش نمیکند.
رسوایی من خواست مگر کاین همه سرمست
دور فلک از بزم شرابم به در آورد
هوش مصنوعی: من گمان میکنم که رسوایی من موجب شده تا همهی سرمستانی که در دور فلک حضور دارند، به خاطر شادابی و خوشی ناشی از میخواری، از میهمانی و جشن من دور شوند.
افگنده به جیحون فلک از وادی و شادم
کز پیچ و خم موج سرابم به در آورد
هوش مصنوعی: آسمان از دل valley (دریا) به جیحون میریزد و من خوشحالم که از پیچ و خم موج، به سراب خود رسیدم.
جان بر سر مکتوب تو از شوق فشاندن
از عهده تحریر جوابم به در آورد
هوش مصنوعی: بیتابی من برای نوشتن پاسخ به نامهات به حدی است که جانم در خطر افتاده است.
نازم به نگاهت که ز سرمستی انداز
از تفرقه مهر و عتابم به در آورد
هوش مصنوعی: چشمهایت را ستایش میکنم که در حالت سرمستی، از جدایی و دلخوری من میکاهد.
ساقی نگهی تا بشناسم ز چه جام است
آن باده که از بند حجابم به در آورد
هوش مصنوعی: ساقی، لطفاً نگاهی به من بینداز تا بفهمم این نوشیدنی که مرا از قید و بند حجاب آزاد کرده، از چه نوع است.
نازم به گرانمایگی سعی تحیر
کز سر حد این دیر خرابم به در آورد
هوش مصنوعی: من به ارزشمندی تلاشی که مرا از این بنای ویران به بیرون آورد، افتخار میکنم.
آن کشتی اشکسته ز موجم که تباهی
افگند در آتش گر از آبم به در آورد
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر حالتی است که فردی احساس میکند کشتیاش با طوفان و امواج نابود شده است و در حال حاضر در آتش دچار مشکل است. او میخواهد که اگر از آب نجات پیدا کند، توانایی بازگشت و برطرف کردن این مشکلات را پیدا کند.
غالب ز عزیزان وطن بودهام اما
آوارگی از فرد حسابم به در آورد
هوش مصنوعی: من از عزیزان وطن خود بودهام، اما به خاطر آوارگی، دیگر حساب و کتابی از من باقی نمانده است.