برگردان به زبان ساده
از رشک کرد آنچه به من روزگار کرد
در خستگی نشاط مرا دید خوار کرد
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت، آنچه روزگار بر من آورد، در حالتی که خسته بودم، نشاط و شادابیام را به شدت کم ارزش کرد.
در دل همی ز بینش من کینه داشت چرخ
چون دید کان نماند نهان آشکار کرد
هوش مصنوعی: در دل من، آتش کینهای وجود داشت که آسمان (چرخ) وقتی دید این راز پنهان نمانده، به وضوح آن را نمایان ساخت.
بد کرد چون سپهر به من گرچه من بدم
باید بدین حساب ز نیکان شمار کرد
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان (سرنوشت) با من بد کرد، گرچه خودم هم انسانی ضعیف و بد هستم، اما باید به این حساب، در زمره نیکان به شمار آیم.
لنگر گسست صرصر و کشتی شکست موج
دانا خورد دریغ که نادان چه کار کرد
هوش مصنوعی: باد شدید باعث شد تا کشتی که در دریا بود از لنگر خود جدا شود و در نتیجه، امواج با قدرت به آن حمله کردند. افسوس که فرد نادان نتوانست کار مناسبی انجام دهد و از این وضعیت جلوگیری کند.
از بس که در کشاکشم از کار رفت دست
بند مرا گسستن بند استوار کرد
هوش مصنوعی: به خاطر کشمکشهای فراوانی که تجربه کردهام، دیگر نتوانستهام به زنجیرهای خود وفادار بمانم و حالا به جایی رسیدهام که وابستگیهای محکمی برایم شکل گرفته است.
عمری به تیرگی به سر آورده ام که مرگ
شادم به روشنایی شمع مزار کرد
هوش مصنوعی: من سالها را در سختی و تیرگی گذراندهام، اما اکنون مرگ به من شادی داده و مانند نوری از شمع بر مزارم تابیده است.
تا می به رغم من فتد از دست من خاک
افراط ذوق دست مرا رعشه دار کرد
هوش مصنوعی: به خاطر نوشیدن می، با وجود اینکه نمیخواستم، احساس خوشی و ذوق شدیدی به من دست داد که باعث لرزش دستم شد.
کوته نظر حکیم که گفتی هر آینه
نتوان فزون ز حوصله جبر اختیار کرد
هوش مصنوعی: نظر کوتاهنظرانهای که برخی حکیمان دارند این است که نمیتوان فراتر از ظرفیت خود به اختیار و انتخاب پرداخت.
نومیدی از تو کفر و تو راضی نه ای به کفر
نومیدیم دگر به تو امیدوار کرد
هوش مصنوعی: اگر از تو ناامید بشوم، یعنی به نوعی به کفر رفتهام و تو هم از کفر من راضی نیستی، پس دوباره به تو امید دارم.
غالب که چرخ را به نوا داشت در سماع
امشب غزل سرود و مرا بی قرار کرد
هوش مصنوعی: امشب، در حال رقص و حرکت، غالب به آهنگ دلنشین موسیقی شعر سرود و من را به شدت بیتاب و ناآرام کرد.