برگردان به زبان ساده
نور چشما: در باب امر حاجی محمدخان نمیدانم چه در نظر است، بیچاره در عتبات ناخوش و بدحال و از آنجا رانده و از این جا مانده؛ هر چه باشد حق خدمت باین سرکار دارد. کاغذهاش را که من خواندم و از احوالش استحضار بهم رساندم بسیار بسیار تأسف بر حالش خوردم.
هوش مصنوعی: در مورد حاجی محمدخان نمیدانم چه سرنوشتی در انتظارش است. او در حال حاضر در عتبات بیمار و ناخوش است و از آنجا رانده شده و از این جا نیز مانده است. به هر حال او حق دارد که به او توجه شود. وقتی نامههایش را خواندم و از وضعیتش مطلع شدم، خیلی به حالش تأسف خوردم.
در باب ماندن و آمدن او عرض کن: که کار ما با وزیر یک سره نشود و جواب از شاه نشنوند و یاسشان بفضل خدا بعمل نیاید، سکوت باید کرد منتظر خبر میباشند.
هوش مصنوعی: در مورد ماندن و آمدن او بگو که کار ما با وزیر به نتیجه نخواهد رسید و از شاه پاسخی نخواهیم شنید و امیدشان به لطف خدا محقق نخواهد شد. بنابراین، باید سکوت کنیم و منتظر اخبار بمانیم.
لکن در باب معاش او نایب السلطنة روحی فداه یک هزار و پانصد تومان را که در عرض سال باو میدهند از سال نو قدری حواله بابان فرمایند. آدمی از جالب حاجی برود بگیرد ببرد باو برساند که گرسنگی و بی اوضاعی او در آن جا مایة بدنامی نباشند. سائل بکف و محتاج نان شب است و استغناء کرده خرج وزیر را قبول نکرده؛ در معنی زهد و تقشفی بکار برده و خوب کرده است.
هوش مصنوعی: اما در مورد معیشت او، نائب السلطنه روحی فداه باید در آغاز سال مقداری حواله به بابان بدهد که مجموعاً یک هزار و پانصد تومان است. شخصی از جالب حاجی میرود تا آن مبلغ را گرفته و به او برساند، تا گرسنگی و وضعیت نامناسب او در آن جا باعث بدنامی نشود. او واقعاً نیازمند نان شب است و از قبول هزینههای وزیر خودداری کرده که این نشاندهنده زهد و سادهزیستی اوست و کار خوبی کرده است.
وزیر مرد که پوچ لئیم خسیسی است لعنه الله علیه، آدم او هر جا در تهران نشسته شکایت سنگینی خرج ایلچی ها را در طهران کرده است و مردم بیکار هرزه گوی طهران شاخ و برگ ها قرار داده اند که خدا دولت ظل السلطان روحی فداه را زیاد کند.
هوش مصنوعی: وزیر که فردی خودخواه و خسیس است، در هر جا که در تهران نشسته، از هزینههای سنگین نمایندگان در تهران شکایت کرده است. مردم بیکار و علاف تهران نیز بر سر او شایعاتی درست کردهاند و از خداوند درخواست میکنند که دولت ظلالسلطان، روحش شاد باشد، را پایدارتر کند.
از قراری که میرزا اسمعیل نوشته بود هر گاه ظل السلطان امین الدوله را تهدید نمیفرمودند احتمال داشت که باز به میرزا بابای بیچاره بنده خدا تحمیلی در ازای روزی هفتصد یا هشتصد قروش شود.
هوش مصنوعی: بر اساس نوشتههای میرزا اسماعیل، اگر ظل السلطان امینالدوله تحت فشار و تهدید قرار نمیگرفت، احتمال داشت که دوباره به میرزا بابای بیچاره فشار بیاورند تا در ازای یک روز، مبلغی حدود هفتصد یا هشتصد قروش از او بگیرند.
پای آخوند خودمان هم چیزکی باسم خرج نوشته اند، اما آخوند ان شاءالله تعالی پخنه گرفته است نه خام، میهمان ماکول بوده نه بدنام مفقود.
هوش مصنوعی: برای آخوند خودمان هم چیزی به نام هزینه ثبت کردهاند، اما انشاءالله آخوند در مسایل دینی پرورده شده و ناپخته نیست. او مهمان ما بوده و نه اینکه بدنام و گم شده باشد.
پای میرزا صادق هم نوشته اند این وزیر صد تخته بر سر حسینقلی خان افشار زده است بغضب خدا گرفتار شود.
هوش مصنوعی: پای میرزا صادق هم نوشتهاند که این وزیر به حسینقلی خان افشار صد ضربه زده است و امیدوارند که به عذاب خدا دچار شود.
اما از سلوک ابراهیم خان با کرکوک و اربیل و ضابطه پارساله و امسله سرباز و قشون و خرابی نکردن و هرزگی ننمودن همه جا تعریف کرده است و از ابراهیم خان راضی بوده که با وصف وجود محرکی مثل محمود پاشا باز کاری که موذی من و ولایت من باشد نکرد و مرا نیازرد و دل سرد ننمود.
هوش مصنوعی: رفتار ابراهیم خان در کرکوک و اربیل و همچنین با سربازان و قشون، بسیار قابل تقدیر بوده است. او به هیچوجه موجب خرابکاری یا هرجومرج نشده و همه جا از او به نیکی یاد شده است. حتی با وجود فشارهایی که از سوی محمود پاشا وجود داشت، ابراهیم خان به گونهای عمل کرده که نهتنها زیانی به من و ولایت من نرسانده، بلکه سبب ناامیدی یا دلشکستگیام نیز نشده است.
و از حاجی و عالیجاه مخدومی بسیار شاکی بوده و چون شاه گفتگوها را محول بورود من فرموده اند هنوز حرفی از این مقولها ه عرض نرسیده؛ باز از زیارت مراجعت نفرموده اندو امیدواریم بفضل خدا امری که خلاف صلاح باشد اتفاق نیفتد. من از مقوله برادری و برابری در باب بابان و حیدرانلو و سبیکی دست برنمی دارم و کورک را هم قبول نمیکنم و ید تصرف را دلیل شرعی میکنم و نارضائی ضدین که عبدالله پاشا و محمود پاشا باشند عذر قرار میدهم و اول وهله چون قاسم آقا همه جا نیک گوئی نکرده و ازین سیاق ها حرف خواهم زد، بل که بر سر این که حاجی هم آن جا بماند ایستادگی میکنم و بر سر این که هرچه عالیجاه مخدومی کرده صلاح هر دو دولت بوده نهایت پاداری خواهم کرد و ثابت میکنم و صلاح نمیدانم که حالا که وزیر از ماها شاکی شده حاجی را از آن جا بردارند. باید آدم وزیر از طهران خایب و خاسر مراجعت کند و سرو کار ان شاءالله تعالی بدر خانه نایب السلطنة بیفتد، بعد ذلک اگر حاجی را برمی دارند نه بردارند؛ و صد هزار منت بر سر وزیر بگذارند. علی العجاله در باب برداشتن حاجی و قبول کورک تامل بفرمائید تا خبر من از طهران برسد و شاه مراجعت کند و گفتگو با آدم وزیر شود و چیزی بفهمم و بدانم چه باید کرد؟ والسلام
هوش مصنوعی: نویسنده از نارضایتی شدید خود نسبت به حاجی و عالیجاه مخدوم صحبت میکند و اشاره میکند که هنوز به نتیجهای در این مورد نرسیدهاند. او از نتایج زیارت میگوید و امیدوار است که چیزی بر خلاف صلاح هر دو دولت پیش نیاید. او به موضوعاتی مانند برادری و برابری اشاره کرده و به موضوعات مالی نیز میپردازد و اعلام میکند که هر اقدامی که عالیجاه کرده به نفع هر دو طرف بوده و او بر این نکته پافشاری خواهد کرد. همچنین تاکید میکند که نباید حاجی را از موقعیتش برکنار کنند. او پیشنهاد میدهد که وزیر با آرامش به تهران برگردد و منتظر ورود حاجی باشد و پس از آن تصمیمگیری کند. نهایتاً از وزیر خواسته میشود تا در مورد موضوعات مطروحه تأمل کند تا زمانی که او از تهران خبرهایی بیاورد.