برگردان به زبان ساده
مخدوم مشفق من: مجمعلی تحریر کرده بودید و مفصلی بتقریب جناب آقاعلی محول داشته که اگر این بار مثل آن بار در زنجان بشود؛ شما این بار در گیلان بوضعی که آن بار در زنجان مساعی جمیله مبذول داشتید بدارید والافلا.
هوش مصنوعی: دوست عزیزم: نوشتهای از سوی مجمعلی داشتم که به صورت مفصل به جناب آقاعلی منتقل شده بود. اگر این بار مانند آن بار در زنجان باشد، شما نیز در گیلان باید تلاشهایی که آن بار در زنجان انجام دادهاید را تکرار کنید.
مخدوم من: این بدگمانی از تو مرا در گمان نبود عرفتنی بالحجاز و انکرنتی بالعراق فما عدا مما بدا، من خود را در خدمت شما زیاده بر این ها موتمن و موثق میدانستم؛ معلوم شد که امتداد ایام دوری باعث تغییر سوابق اعتقاد شما در حق دوستان صادق الولا شده، ان بعض الظن اثم.
هوش مصنوعی: ای دوست عزیز، این بدگمانی که نسبت به من داری برایم غیرقابل تصور است. من خود را در خدمتت قابل اعتماد و امانتدار میدانستم، اما به نظر میرسد که گذر زمان و فاصله باعث تغییر نگرش تو نسبت به دوستان باوفای ما شده است. باید توجه داشته باشی که برخی از گمانها میتواند نادرست و گناهآلود باشد.
این نقل ها چه چیز است، من کی از شما جدا بوده ام؛ مگر تازه شما از من سوا شده اید؛ این طور عهد و پیمان و حلف و ایمان در چه عهد و چه زمان فیمابین من و شما بوده؟ الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم. شما را چه شده مرا چه افتاده؟ عهد همان است که در عهد الست بسته ایم. مخدوم من حاشا نباشد، از این پیغام شما معلوم عالم شد که عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم. والسلام
هوش مصنوعی: این نقلها چه معنایی دارد؟ من چه زمانی از شما جدا بودهام؟ مگر حالا تازه از من جدا شدهاید؟ این توافق، پیمان و قسم و ایمان در چه زمانی بین ما بوده است؟ ای خدا! تو فراموش نکن که ما یک پیمان قدیمی داریم. چه بر سر شما آمده و چه بر من گذشته است؟ عهد همان است که در زمان الست بستهایم. ای آقا، از این پیام شما معلوم میشود که پیمان شکستهاید و من همچنان بر سر عهد خود هستم. والسلام.