برگردان به زبان ساده
جلایر! رو دعا کن ختم عرض است
دعای اوست چون بر جمله فرض است
هوش مصنوعی: ای جلایر! دعا کن، چرا که دعای او مثل فرضی است که بر همه واجب است.
خداوندا وجودش را مسلم
بداری از همه آفات عالم
هوش مصنوعی: خداوندا، از تمامی خطرات و آسیبهای این جهان او را محافظت کن و وجودش را ثابت و ایمن نگهدار.
همیشه کامیاب و کامران باد
بقای عمر و جاهش جاودان باد
هوش مصنوعی: همواره موفق و پیروز باشد و زندگیاش برای همیشه باقی بماند.
حسودش را به خواری مبتلا کن
همیشه حامل رنج و بلا کن
هوش مصنوعی: او را که حسرت تو را میخورد، همیشه در ناراحتی و رنج قرار بده.
ثناخوان بر ولیعهد شهنشاه
نخست او لایق تاج آمد و گاه
هوش مصنوعی: مدح و ستایش بر ولیعهد شاه، نخستین شخصی که شایسته دریافت تاج و تخت است و در جایگاه خاصی قرار دارد.
بیا در رهگذار او بگردان
سزاوارست جان سازیش قربان
هوش مصنوعی: بیا در مسیر او گردش کن، شایسته است که جان خود را فدای او کنی.
بود عباس شه با فر و فرهنگ
که میل او کند بر هر چه آهنگ
هوش مصنوعی: عباس دارای شخصیت و فرهنگ والا بود و هر کاری که میخواست انجام میداد.
اگر نابود گردد بود گردد
عدم گر باشد او، موجود گردد
هوش مصنوعی: اگر چیزی از بین برود و به عدم تبدیل شود، اما باز هم وجود داشته باشد، پس وجودش همچنان ادامه خواهد داشت.
ز مهر اوست خارا مهر رخشان
ز قهرش سوزد اینجا تا بدخشان
هوش مصنوعی: از محبت او، ترس و نگرانی میسوزد و زیبایی درخشانش روشنایی میبخشد، اما از غضبش اینجا آتش میگیرد و به معنای واقعی درد و رنج را به ارمغان میآورد.
بر جودش بود، یم قطره نم
بر حلمش جبال از خردلی کم
هوش مصنوعی: او به بزرگواری خود مانند دریاست، و صبر و بردباریاش به اندازه کوههاست، حتی با وجود اینکه مشکلات و ناملایمات برایش مانند دانهای کنجد ناچیز است.
ز تیغ آب دارش ملک معمور
کمین از چاکرش خاقان فغفور
هوش مصنوعی: از شمشیر آبی او، سرزمینها آبادند و پادشاه بزرگ، در انتظار خدمتگزارش است.
بکن عرضی که از دل غم زداید
نشاط آرد، مسرتها فزاید
هوش مصنوعی: از دل غمگینی بیرون بیا و شادی به زندگیات بیاور، تا خوشحالیها بیشتر شود.
تو چیزی نظم کن ناگفته باشد
دُری آور که او ناسفته باشد
هوش مصنوعی: شما باید چیزی بسازید که هنوز کسی نگفته باشد و دُری از معانی را برای دیگران روشن کند.
حقیقت گر دلی نشنیده باشد
پسندد هر که اهل دیده باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی با حقیقت آشنا نباشد، ممکن است هر چیزی را بپسندد، اما آن کسی که بینش و درک دارد، متوجه ارزش واقعی حقایق میشود.
جلایر هر چه بینی یا نگاری
بگو حالش که ماند روزگاری
هوش مصنوعی: هر چه از جلوهها و زیباییها میبینی، بگو حالش چگونه است، چرا که وقت زیادی گذشته است.
بود بهجت فزا و هم طرب خیز
چو زلف دلبران باشد دلاویز
هوش مصنوعی: وقتی زلف معشوق به گونهای زیبا و دلنشین است، شادی و شوق را فزونی میبخشد و به دلها طرب و سرور میآورد.
اگر هم شعر جنسش از دروغ است
چراغ کذب دائم بی فروغ است
هوش مصنوعی: اگرچه شعر ممکن است بر پایه دروغ باشد، اما دروغ همیشه نمیتواند به روشنی و تأثیرگذاری واقعی برسد و در نهایت خاموش خواهد شد.
چو میل شاه باشد بر حکایت
به ذوق و شوق کن عرض روایت
هوش مصنوعی: اگر شاه تمایل به شنیدن داستانی داشته باشد، با عشق و علاقه آن را بازگو کن.
خدا سازد که مقبول شه آید
بدین غمخانه تارت سرمه آید
هوش مصنوعی: خداوند به گونهای رقم بزند که محبوب و مقبول به این خانه غمگین بیاید و با خود زیبایی و روشنی به همراه آورد.