دارم نگار سنگدل سیمسینهای
کز فرط مِهر او به دلم نیست کینهای
او همچو کعبه ساکن و خلقی به سان حاج
احرام بسته سوی وی از هر مدینهای
چون زلف عنبرین که بود زیب گردنش
در شهر کس نشان ندهد عنبرینهای
ران پلنگ طعمهٔ من بود و همچو مرغ
از ضعف عشق قانعم اکنون به چینهای
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دارم نگار سنگدل سیمسینهای
کز فرط مِهر او به دلم نیست کینهای
هوش مصنوعی: من معشوقی دارم که سرد و بیروح است، اما با وجود تمام عشق و محبتی که به او دارم، در دل من هیچ کینه و resentment وجود ندارد.
او همچو کعبه ساکن و خلقی به سان حاج