برگردان به زبان ساده
ای زلف یار چرا آشفته و دژمی
همخوابهٔ قمری همسایهٔ صنمی
هوش مصنوعی: ای زلف تو، چرا در هم و بی نظم است و به هم ریخته؟ تو که همخوابه و همسایهٔ قمری هستی که دلبرانه میخواند.
من رند نامهسیاه تو از چه روسیهی
من زیر بار غمم تو از چه پشتخمی
هوش مصنوعی: من که همیشه در درد و غم هستم، نمیدانم چرا تو اینقدر ناراحت و دلشکستهای.
نینی تو نیز عبث خم نیستی و سیاه
دلهای خستهکشی در آفتاب چمی
هوش مصنوعی: تو هم بیفایده نیستی و دلهای سیاه و خسته را در آفتاب به زحمت میکشانی.
عودی بر آتش و دود در دیده از تو برفت
چون دود رفته به چشم خون گریم از تو همی
هوش مصنوعی: عطر خوش چوب معطر در آتش سوخته و دود آن به چشمانم رفته است. مثل دودی که از بین رفته، من نیز به خاطر تو اشک میریزم.
ماه فلک سپرد عقرب مهی به دو روز
تو عقرب و سپری ماه فلک بدمی
هوش مصنوعی: ماه آسمان با دستانش عقرب را به دو روز به تو سپرده است، حالا تو مانند عقرب و محافظی برای آن ماه هستی که در آسمان در حال میروید.
گر گاهگاه دمد مهر فلک ز ذنب
تو آن ذنب که ز مهر پوسته می بدمی
هوش مصنوعی: اگر گاهی ستارههای آسمان به خاطر خطاهای تو درخشان میشوند، این درخشش، نتیجهی دوستی و محبت من است که به تو میدهم.
پشتت خمیده ز بس بار تو عنبر و بان
زانرو به هر نفسی افتی به هر قدمی
هوش مصنوعی: به خاطر بار سنگینی که بر دوشت هست، کمرت خمیده شده و به همین دلیل، در هر نفسی که میکشی و در هر قدمی که برمیداری، به سختی میافتی.
فرشت چو محتشمان دیبا و از غم تو
گر دیده خاکنشین هرجاکه محتشمی
هوش مصنوعی: فرشتگان مانند افراد با احترام و شریف هستند و اگر چشمان خاکی ما از غم تو پر شود، هر کجا که جایگاه والایی باشد.
نه پور آزر وگشت آذر ترا چمنی
نه مرغ آتش و هست آتش ترا ارمی
هوش مصنوعی: تو نه فرزند آزر و نه فرزند آذر هستی؛ تو نه فقط یک چمن هستی و نه فقط مانند مرغی که در آتش جاودان است.
چنگی به هیأت و هست مر تار تار ترا
از نالهٔ دل زار آهنگ زیر و بمی
هوش مصنوعی: با نگهداری از زیبایی و شکل و وضعیت خود، دل مرا با نالههای خود که از عمق قلبم برمیخیزد، به نواهایی با زیر و بمهای مختلف تبدیل کن.
خلقی ز مؤمن و مغ رو در تواند که تو
بر قبلهگاه مغان پیراهن حرمی
هوش مصنوعی: برخی از افراد مؤمن و برخی دیگر از مغها، میتوانند رفتارهایی داشته باشند که تو در جایگاه حرمت و قبلهگاه آتشپرستها، لباس مناسب و با وقاری به تن کنی.
چندانکه از تو رمد دل همچو صعوه ز باز
تو اژدها صفتش درکشی بهدمی
هوش مصنوعی: هرچه دل از تو دور شود و مانند پرندهای از چنگال تو بگریزد، تو با قدرت خود مانند اژدهایی خواهی توانست آن را در یک لحظه به دام بیندازی.
گاهی ز سنبل تر بر ارغوان ز رهی
گاهی ز مشک سیاه بر سرخ گل رقمی
هوش مصنوعی: گاهی از عطر سنبل سرخ و زیبا بر ارغوان میرویم و گاهی از عطر مشک سیاه بر گلهای سرخ علامتی میزنیم.
چونمشکبدهمیهستیبهرنگو بهبوی
چون مشک بیدینی رنگ زمانه همی
هوش مصنوعی: وقتی مانند مشکی با رنگ و بوی خاص خودت را نشان میدهی، در عدم شناخت حقیقت، همچون مشکی بیدینی، رنگ و بوی زمانه را خواهی پذیرفت.
رنگ سپر غمیت غم بسترد ز دلم
زین در همی تو مگر خود پیسپار غمی
هوش مصنوعی: غم تو به قدری در دلم تاثیر گذاشته که مانند رنگ سپر غم، تمام وجودم را پوشانده است. آیا تو خودت به این غم توجه میکنی؟
بر آتشین رخ دوست ضراب پادشهی
کز حلقه حلقهٔ خویش هرگونزنی درمی
هوش مصنوعی: بر چهرهی سوزان دوست چون پادشاهی نشان زیبایی دیده میشود که از دایرهی خود هر چیزی را به هم میزند و با ضرباتش بر میانگیزد.
گه گه به عارض خویش گر یار کم کندت
غم نیست چون تو شبی در نوبهارکمی
هوش مصنوعی: اگر گاهی محبوبی از تو غافل شود و به تو توجهی نکند، نگران نباش، چون همانطور که در شب بهاری، کمی تیرهگی وجود دارد، وجود این لحظات نیز طبیعی است.
فرداکه آذر و دی افروخت چهرهٔ او
چون من به پیش ملک سر سوده بر قدمی
هوش مصنوعی: فردا که آذر و دی روشن شود، چهرهاش مانند من در برابر ملک و سر تسلیم بر زمین خواهد بود.
شاهیکه او ز ملوک بر سروری علمست
چونانکه در سپهی در برتری علمی
هوش مصنوعی: پادشاهی که در میان دیگر پادشاهان به علم و دانش برتری دارد، مانند فرماندهای است که در میان نظامیان از نظر دانش و آگاهی ممتاز است.
چون رای او به فروغ چون دست او به سخا
پرتو نداده مهیگوهر نزاده یمی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی فکر و تصمیم او درخشان است و دست او به بخشندگی کشیده میشود، مانند آن است که ماهی نمیتواند نوری از خود داشته باشد و تنها از نور خورشید بهره میبرد. به عبارت دیگر، تنها با وجود اوست که اشیا یا افراد دیگر میتوانند درخشان و با ارزش شوند.
ای کز بلندی قدر در خورد تاج کیی
وی کز جلالت و شأن شایان تخت جمی
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر مقام بلندت، لیاقت قرار گرفتن در تاج را داری و به واسطه جلالت و شایستگیات، شایسته نشستن بر تخت مردم هستی.
از روی دانش و دین وز راه دولت و ملک
شایستهٔ عربی بایستهٔ عجمی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که با بهرهگیری از علم و ایمان و همچنین با توجه به مسیر و روشهای مناسب برای حکومت و سرزمینداری، باید ارزشهای عربی و فرهنگ غیرعرب را نیز در نظر داشت.
در کارهای خطیر چون عقل معتبری
وز اعتقاد درست چون شرع محترمی
هوش مصنوعی: در مسائل مهم، باید به عقل قابل اعتماد تکیه کرد و در اعتقادات صحیح، به قوانین و اصول محترم توجه داشت.
در منع بدکنشان هم شیوهٔ خردی
در دفعکجمنشان همپیشهٔ قسمی
هوش مصنوعی: در برخورد با افراد بد، باید با عقل و درایت عمل کرد و در مواجهه با کسانی که دچار انحراف و کجروی هستند نیز باید با تدبیر و برنامهریزی مناسب عمل کرد.
چون صدق موتمنی چون عقل معتمدی
چون رزق مکتسبی چون عمر مغتنمی
هوش مصنوعی: چون صداقت مانند مرگ است؛ درست همانطور که عقل میتواند اعتماد برانگیز باشد. همچنین روزی که به دست میآید شبیه به فرصتی ارزشمند است، و عمر هم فرصتی گرانبهاست که باید از آن بهره برد.
از بس تواضع و لطف از بس عطا و کرم
درویش و پادشهی محتاج و محتشمی
هوش مصنوعی: به خاطر تواضع و محبت بسیار، به اندازهای که درویش و پادشاه هر دو نیازمند و با احترام هستند.
فضلی به صاحب ری داری ز فضل و هنر
کاو صاحب قلمست تو صاحبکرمی
هوش مصنوعی: تو از فضل و هنری که داری، به کسی که صاحب ری است، وابستهای. او صاحب قلم است و تو نیز صاحب کرم و سخاوت.
شمشیر در کف تو دانی مشابه چیست
در دست اصل وجود سرمایهٔ عدمی
هوش مصنوعی: شمشیر در دست تو نشاندهندهٔ قدرت و توانایی است، همانطور که وجود اصلی چیزها میتواند با نداشتن آنچنان که باید، در تناقض باشد.
از بس ضیا و بها میبینمتکه مهی
از بس عطا و کرم پندارمت که یمی
هوش مصنوعی: تو را آنقدر درخشان و با ارزش میبینم که گویی ماهی هستی، و آنقدر بخشنده و مهربان به نظر میرسی که مانند دریا به نظرم میآیی.
در روز فتنه و کین هان روزگار اثری
درگاه شادی و فر هین مشتری شیمی
هوش مصنوعی: در روزهای پر از خشم و آشوب، هیچ نشانی از خوشی و شادی وجود ندارد و بخت خوب شبیه یک رویا به نظر میرسد.
در عقل و هوش و خرد بیمثل و بیشبهی
سرمایهٔ خردی پیرایهٔ هممی
هوش مصنوعی: این بیت به تمجید از فردی اشاره دارد که در زمینهٔ عقل و فهم، بینظیر و بیهمتا است و دارای درک و دانش بالایی میباشد. به طور کلی، این شخص مانند گوهری ارزشمند به نظر میرسد که زینتبخش محفلهای دانایی و خردمندی است.
شایدکه از توکند فخر آنچه نقش وجود
کامد ز هستی تو کامل وجود همی
هوش مصنوعی: شاید آنچه از وجود تو به پا میآید و به دیگران فخر میفروشد، نشانهای از کمال و تمام بودن تو باشد.