برگردان به زبان ساده
حمد بیحد را سزد ذاتیکه بی همتاستی
واحد و یکتاستی هم خالق اشیاستی
هوش مصنوعی: ستایش بیپایان و بینهایت، شایستهی ذات مقدسی است که بیهمتا و یگانه است و خالق همه موجودات به شمار میآید.
صانعیکاین نه فلک با ثابت و سیارگان
بیطناب و بیستون از قدرتش برپاستی
هوش مصنوعی: این شاعر به خالق عالم اشاره دارد که با قدرت خود، این آسمان و ستارهها را بدون نیاز به هیچ وسیلهای و به راحتی برقرار نگه داشته است.
منقطعگردد اگر فیضش دمی ازکاینات
هستی از ذرات عالم در زمان برخاستی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای از فیض او قطع شود، هر آنچه در هستی وجود دارد به ذرات جهان و زمان باز میگردد.
هرگه از اثبات الا نفی لا را نشکند
گنج الاکی رسد چون در طلسم لاستی
هوش مصنوعی: هر بار که از اثبات به نفی میرسیم، همچون گنجی ارزشمند به دست نمیآوریم، مگر زمانی که در معمای نبودن غرق شویم.
از نفخت فیه من روحی توان جستن دلیل
زین که عالم قطرهای زان بحر گوهرزاستی
هوش مصنوعی: از وجود خودم، روحی در این دنیا دمیدم و دلیل این سخن را میتوان یافت: زیرا که عالم، چیزی جز قطرهای از آن دریای گرانبها نیست.
در حقیقت ماسوایی نبود اندر ماسوی
کل شیء هالک الا وجهه پیداستی
هوش مصنوعی: در واقع هیچ چیزی جز خداوند باقی نمانده است و همه چیز غیر از او نابود است. تنها وجود خداوند است که نمایان و پایدار است.
داخل فیکل اشیا خارج عنکل شیء
وز ظهور خویش هم پیدا و ناپیداستی
هوش مصنوعی: در دل هر چیزی، چیزی وجود دارد که از آن جداست و در عین حال وجود و عدم آن به وضوح نمایان است.
اوست دارا و مراتب از وجود واجدست
کل موجودات راگر اسفل و اعلاستی
هوش مصنوعی: او صاحب همه چیز است و مراتب وجود را داراست. تمامی موجودات، چه در پایینترین سطح و چه در بالاترین، در او وجود دارند.
عکس و عاکس ظل و ذیظل متحد نبود یقین
کی توان گفتن که شمس و پرتوش یکتاستی
هوش مصنوعی: در این بیت به تفاوت میان تصویر و واقعیت اشاره شده است. تصویر و سایه، هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند و نمیتوان آنها را یکسان دانست. همچنین، این نکته اشاره میکند که خورشید و پرتوهایش هم نمیتوانند به طور کامل یکی باشند. بنابراین، نباید انتظار داشت که دو چیز متفاوت به یکدیگر یکسان شوند.
نسبت واجب به موجودات چون شمست وضوء
نی به مانند بنا و نسبت بناستی
هوش مصنوعی: نسبت واجب به موجودات مثل نسبت نور به خورشید است؛ وضو به مانند ساختن بنا نیست که نیاز به آغاز و آمادگی داشته باشد.
ذاتممکن با صفاتش سوی واجب مستند
از قبیل شیء و فی نی رشحه و دریاستی
هوش مصنوعی: ذات ممکن به همراه ویژگیهایش به سوی واجب میرود که شبیه به یک چیز و یک واقعیت درونی است، مانند یک قطره از دریا.
کثرت اندر وحدتست و وحدت اندر کثرتست
این در آن مضمر بود آن اندرین پیداستی
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم اشاره دارد که در میان تنوع و فراوانی موجودات، یک وحدت و یکپارچگی نهفته است و همچنین در آن وحدت نیز نشانههایی از کثرت وجود دارد. به عبارت دیگر، هر چیز به نوعی به دیگری مرتبط است و در هر یک از موارد، وجود دیگری نهفته است.
نسبتی نبود میان آهن و آتش ولیک
فعل نار آید ز آهن چون از آن محماستی
هوش مصنوعی: اگرچه میان آهن و آتش رابطهای وجود ندارد، اما وقتی آهن در آتش قرار میگیرد، تأثیری از آتش بر آن میگذارد که قابل مشاهده است.
در تلاطم موج بحر و در تصاعد ابخره
در تراکم ابر وگرد و در تقاطر ماستی
هوش مصنوعی: در هیاهوی امواج دریا و بالا رفتن بخارها، در تجمع ابر و گرد و در ریختن شیرینی.
مجتمع چون گشت باران سیل گویندش عجب
چونکه پیوندد به دریا باز از دریاستی
هوش مصنوعی: وقتی باران شدید میبارد و رودخانهها طغیانی میشوند، به این شگفتی اشاره میکنند که چگونه این آبها دوباره به دریا میرسند در حالی که خودشان از دریا نشأت گرفتهاند.
علم حق نبود به اشیا عین ذاتش زانکه این
در حقیقت نفی علم واجب از اشیاستی
هوش مصنوعی: علم واقعی به چیزها، خود ذات آنها نیست؛ زیرا در واقع، این نشاندهنده نفی علم لازم از چیزها است.
ارتسام صوت اشیا غلط در ذات حق
شیء واحد فاعل و قابل چه نازیباستی
هوش مصنوعی: این جمله به تحریف و نادرستی صداهایی که اشیاء ایجاد میکنند، در وجود حقیقی و واحد اشاره دارد. در واقع، این اثرات گویای یک ناهنجاری یا زشتی هستند که ناشی از تفکیک و چندگانگی در وجود واحد میباشند.
علمنفس و نسبتش با جسمو با اعضای جسم
از قبیل علم واجب دانکه با اشیاستی
هوش مصنوعی: آگاهی از نفس و ارتباط آن با جسم و اعضای آن را چون دانشی ضروری در نظر بگیر که با موجودات دیگر مرتبط است.
کرد چون نفس نفیس اندر دیار تن وطن
هر زمانش از هوس صدبند اندر پاستی
هوش مصنوعی: وقتی که جان ارزشمندش را در دنیای جسمانی زندگی میکند، هر لحظه به خاطر اشتیاق شدیدش در چنگال ضعف و محدودیتها گرفتار است.
هر که بند آرزو را بگسلد از پای نفس
باطنش بیناستیگر ظاهرش اعماستی
هوش مصنوعی: هر کسی که از آرزوها و خواهشهای نفسانی خود رها شود، درونش به حقیقت و روشنی دست مییابد، حتی اگر ظاهراً در دنیا غرق در مشکلات باشد.
هرکه سازد عقل را مغلوب و غالب نفس را
شک نباشد کاین جهان و آن جهان رسواستی
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند عقل را بر هوای نفس غلبه دهد و آن را تحت کنترل درآورد، نباید در اینباره تردید کند که این دنیا و آن دنیا به نوعی رسوایی است.
طالب هستی اگر هستی فناکن اختیار
زانکه قول مخبر صادق به این گویاستی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت هستی، باید اختیار خود را فدای این حقیقت کنی؛ زیرا گفتهای از پیامبر راستگو، بر این مطلب دلالت دارد.
در تحیر انجم و دررگردگردون روز و شب
در هوای عشق ایزد واله و شیداستی
هوش مصنوعی: در حیرت ستارهها و در گردش روز و شب، در عشق الهی، حالتی سرشار از شوق و شادی را تجربه میکنم.
مرکز غبرا چرا گردید مبنی بر سکون
چونکه در وی عاشقان را جملگی سکناستی
هوش مصنوعی: محل و مرکز گرد و غبار چرا به حالت سکون درآمده است، در حالی که در آنجا تمامی عاشقان سکونت دارند.
کل اشیا از عقول و از نفوس و از صور
از مواد و غیر آن از عشق حق برجاستی
هوش مصنوعی: تمام اشیاء از عقلها، روحها، شکلها و مواد و چیزهای دیگر، از عشق به حق سرچشمه میگیرند.
شاهراهعالمیعشقستو اینرههرکه یافت
بندهٔ او عالمی او بر همه مولاستی
هوش مصنوعی: راه عشق، راهی جهانی است و هر کس که وارد این مسیر شود، بنده آن عشق میشود. در این مسیر، عشق بر همه چیز تسلط دارد و در واقع، صاحب اختیار همه چیز است.
هر عشقست حسن و زیور حسنست عشق
میکند ادراک آن هرکس که آن داناستی
هوش مصنوعی: هر عشقی زیبایی و زینت است و عشق، خود زیبایی است. فقط کسانی میتوانند این را درک کنند که به عمق آن آگاهند.
علم را سرمایه عقل و عقل را پبرایه عشق
هر دو را سرمایه و پیرایه عشق اولاستی
هوش مصنوعی: علم، ماحصل و دارایی عقل است و عقل نیز زینتدهنده عشق میباشد. هر دو اینها به عنوان دارایی و زینت عشق به حساب میآیند.
عشباشد بینیاز از وصفو بسدر وصفاو
نی بهشرطو لا بهشرط و نی بهشرط لاستی
هوش مصنوعی: عشق خود به خود از توصیف و کلمات بینیاز است. برای بیان آن نیازی به شرط و قید نیست؛ نه به شرط مثبت و نه به شرط منفی.
حقحق استو خلقخلق و اولاز ثانی بری
ثانی از اول معرا نزد هر داناستی
هوش مصنوعی: حق همیشه حق است و خلق هم همیشه خلق. نخستین، از دومی جدا نیست و دومی نیز از نخستین. این حقیقت در نظر هر دانایی روشن و واضح است.
در تعقل هر چه آید نیست واجب ممکنست
کلما میز تموا شاهد بر این دعواستی
هوش مصنوعی: در تفکر و اندیشه، هر چیزی که به ذهنت میرسد، لازم نیست که واجب و حقیقی باشد. هر چیزی که میخواهی فرض کنی، میتواند مانند یک شاهد بر این ادعا باشد.
ماعرفنا عقل کُل با عشق کامل گفته است
در تحیر جمله دانایان درین بیداستی
هوش مصنوعی: عشق کامل و حقیقی، سرمنشأ درک و شناخت عمیق از عقل و آگاهی است. در این حالت، عقل به تنهایی نمیتواند تمام حقیقت را بیان کند و حتی دانایان بزرگ نیز در شگفتی و حیرت از این حالتی هستند که عشق به وجود میآورد.
چون که محدودی به وهمت هرچه آید حد تست
حد و تحدید و محدد در تو خوش زیباستی
هوش مصنوعی: وقتی که محدودیتی برای اندیشهات وجود دارد، هر چه به ذهنت میرسد، همان حد توست. تعیین حدود و مشخص کردن ویژگیها در تو زیبایی خاصی دارد.
ممکنو واجبشناسینیستممکنبل محال
در ظهور شمس کی خفاش را یاراستی
هوش مصنوعی: ممکن نیست که به تواناییهای خود همواره شک داشته باشیم، زیرا نور حقیقت مانند خورشید درخشان است و کسی که در تیرگی و شب زندگی میکند، نمیتواند با آن نور آشنا شود. خفاش که به تاریکی عادت کرده، هرگز نمیتواند به زیبایی و روشنی خورشید پی ببرد.
در سر بازار واجب در دیار ممتنع
ممکن سرگشه را در سر عجب سوداستی
هوش مصنوعی: در بازار به ظاهر پررونق، چیزی که در آن سودی معقول دارد، در واقع غیرمنتظره و حیرتآور است. به عبارت دیگر، آنچه که در نگاه اول میتواند جذاب و پرسود به نظر برسد، در واقع ممکن است برعکس، نوعی از معما یا شگفتی باشد.
ممکنا لب بند از واجب ز ممکن گو سخن
زانکهممکن وصف ممکن گفتنش اولاستی
هوش مصنوعی: اگر ممکن است، دربارهی واجب از ممکنان سخن بگو، زیرا برقراری وصف بر ممکنات، خود یکی از اصول اساسی است.
بازگو یک شمهیی از وصف و مدح ممکنی
که سوای واجب اندر عشق او شیداستی
هوش مصنوعی: بگو کمی از زیباییها و صفات خوب او را که فراتر از آنچه لازم است، عاشقانه است.
مدح این ممکن نه حد ممکنست بل ممتنع
همچنان که حدّ واجب باطل و بیجاستی
هوش مصنوعی: مدح و ستایش این شخص ممکن نیست و فراتر از حد و گنجایش است، مانند اینکه حد واجب نیز نادرست و بیمبنای است.
آن ولیّ حق وصیّ ممکن مطلق بود
گفته بعضی حاش لله واجب یکتاستی
هوش مصنوعی: آن کسی که به عنوان ولیّ و سرپرست حق شناخته میشود، تنها نمایندهای از وجود مطلق است. برخی گفتهاند که او نمایانگر وجود واحد و یگانه به شمار میرود و هیچگونه نقصی در او وجود ندارد.
فرقهایگویند آن نبود خدا بیشک ولیک
خالق اشیا به اذن خالق اشیاستی
هوش مصنوعی: گروهی میگویند که خدا وجود ندارد، اما حقیقت این است که خالق همه چیز، به اجازه خالقیت خودش، وجود دارد.
گر بود ممکن صفات واجبی در وی عجب
ور بود واجب چرا ممکن بدانگویاستی
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای واجب در موجود ممکن وجود داشته باشد، جای تعجب است. و اگر واجب باشد، پس چرا ممکن به آن عنوان میشود؟
گر بود واجب چرا در عالم امکان بود
ور بود ممکن چرا بیمثل و بیهمتاستی
هوش مصنوعی: اگر چیزی واجب باشد، پس چرا در طبیعت و جهان امکان وجود دارد؟ و اگر چیزی ممکن است، پس چرا چیزی بینظیر و بیهمتا وجود دارد؟
واجب و در عالم امکان معاذالله غلط
ممکن و در عالم واجب چه نازیباستی
هوش مصنوعی: در عالم وجود، هر چیزی که ممکن است وجود داشته باشد، هیچگاه نمیتواند باطل و نادرست باشد. اما اگر در دنیای الزامی و ضروری، چیزی نادرست باشد، واقعاً زشت و ناپسند است.
ممکن واجبنما و واجب ممکننما
کس ندیده گوش نشنیده عجب غوغاستی
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره میشود که چیزهایی که ممکن است به نظر برسند، میتوانند خود را به شکلهایی جلوه دهند که همچون واجب و ضروری به نظر آیند. این موضوع به قدری شگفتانگیز است که هیچکس نه آن را دیده و نه شنیده است و بحث و جدل زیادی در این باره وجود دارد.
حیرتی دارد خرد درکنه ذاتشکی رسد
خس کجا واقف ز قعر و عمق این دریاستی
هوش مصنوعی: خرد در عمق و ذات خود حیران است و نمیداند که چگونه ممکن است یک خس (علفی بیارزش) بتواند به عمق و قعر این دریا پی ببرد.
باز ماند نه فلک از سیر و اختر از اثر
چون سلاح جنگ را بر جسم خود آراستی
هوش مصنوعی: زمان و ستارهها از حرکت باز نایستادهاند، مانند این که تو زره جنگی را بر تن کردهای و آماده نبرد شدهای.
از تکاپو چون عنان پیچد به میدان نبرد
در تزلزل مرکز این تودهٔ غبراستی
هوش مصنوعی: وقتی در میدان جنگ هیاهو و جنبوجوش زیاد میشود، مرکز این گرد و غبار به شدت متزلزل و ناپایدار خواهد بود.
درکمندش گردن گردان گردنکش بسی
صفدر غالب هژبر بیشهٔ هیجاستی
هوش مصنوعی: در چنگال او، گردنکشانی که چرخش گردنشان بیفایده است، به تعداد بسیار وجود دارند و او برتر از همه آنهاست. در این محیط پر از هیجان و چالش، او تسلط کامل دارد.
شعلهٔ تیغش بود دوزخ بر اعدایش ولی
از برای دوستانش جنّهٔالمأواستی
هوش مصنوعی: تیغ او مانند آتش دوزخ برای دشمنانش بود، اما برای دوستانش، بهشت آرامش و آسایش است.
در صفهیجا چو گردد یکجهتاز بهر رزم
از محّدد شش جهت ان صولتش برخاستی
هوش مصنوعی: زمانی که در صف جنگ، همه به سمت یک هدف و در یک جهت حرکت میکنند، شجاعت و ارادهای که در آنها وجود دارد، همانند شش طرفی است که از یک مرکز نشأت میگیرد. این نشاندهنده قدرت و اتحاد آنها در عرصه نبرد است.
چون رسد دست یداللهیش بمر تیغ دو سر
گاو ماهی را ز بیمش لرزه بر اعضاستی
هوش مصنوعی: زمانی که قدرت خداوند به میان بیاید، حتی تیغ دو سر که نماد خطر است، باعث ترس و لرزش اعضای بدن میشود.
هرکه را زر قلب از خلتسرای این خلیل
خلعت یا نار کونی بر قدش کوتاستی
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش از خلتسرای خلیل (ابراهیم) پر از طلا باشد، باید بداند که یا در این دنیای مادی با نعمتهای فراوان مورد پذیرایی قرار میگیرد، یا در دنیای دیگر به آتش گرفتار خواهد شد.
این سیهرو ممکن مدّاح اندر عالمین
چشمدار مرحمت از عروهالوثقاستی
هوش مصنوعی: این شخص با چهرهی تیره و سیاه، ممکن است در جهان مدحگویان باشد و در انتظار رحمت از دستانی محکم و استوار است.