برگردان به زبان ساده
سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
هر تمنایی که در دل داشتم صورت نبست
هوش مصنوعی: در برابر ظلم و ستمی که از جانب معشوق به من رسید، دل من شکسته و خرد شده است. هر آرزویی که در دل داشتم، هیچگاه به واقعیت نپیوست و محقق نشد.
وصل آن مه گر میسر نیست ما را دور نیست
مقصدی داریم عالی همتی داریم پست
هوش مصنوعی: اگر به وصال آن ماه زیبا نرسیم، نگران نباشیم؛ چرا که هدفی بلند و آرزوهایی والا داریم حتی اگر در شرایط پایینتری قرار داشته باشیم.
ز آتش دل بس که از هر زخم سر زد شعله
سوخت چون تیرت دمی هر کس که پهلویم نشست
هوش مصنوعی: از دل آتشین من به قدری شعله بلند شده که هر زخم جدیدی که بر من وارد میشود، همچون تیر به دل مینشیند و هر کسی که کنارم مینشیند، از این آتش سوزان متاثر میشود.
جوهر هستی متاع وصل جانان را بهاست
ما کجا و این هوس ما را که می گوید که هست
هوش مصنوعی: اساس وجود، ارزش ارتباط با محبوب را دارد. ما کجا و این آرزو که به ما میگوید وجود دارد، چه معنایی دارد؟
جای جز در دل مکن معشوق را گر عاشقی
سنگ دل باید که باشد هر که شد آتش پرست
هوش مصنوعی: هرگز معشوق را در جایی جز دلت قرار نده، اگر عاشق هستی. اگر سنگدل باشی، باید چنین باشد، زیرا هر کسی که شیفته آتش باشد، باید آمادهٔ سوختن نیز باشد.
کام خواهی صبر کن پرویز وار ای کوهکن
کی توان بر خورد از شیرین لبان با زور دست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خواستهات برسی، باید صبر کنی. ای سنگتراش، آیا میتوانی با زور دست، لذتی مانند لبان شیرین را به دست آوری؟
دل که در عشقت امید وصل و بیم هجر داشت
سوخت وز تشویش نیک و بد فضولی باز رست
هوش مصنوعی: دل که در عشق تو امیدی به وصال و هراسی از جدایی داشت، با سوختن و سوزاندن این عشق، از نگرانی درباره خوبی و بدی و فضولی دیگران رهایی یافت.