برگردان به زبان ساده
آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
وانکه می گویند عاشق مبتلایی بوده است
هوش مصنوعی: تجربه کردم که عشق زیبارویان چه عذابهایی به همراه دارد و آن کسی که میگویند عاشق است، به نوعی گرفتار و در درد و رنج است.
تا شدم عاشق عذابی می کشم چون بت پرست
میل چین زلف محبوبان خطایی بوده است
هوش مصنوعی: زمانی که عاشق شدم، عذابی را تحمل میکنم که مشابه عذاب بتپرستان است. این حس من به مانند افرادی است که به زلفهای محبوبان توجه و تمایل دارند، اما در واقع اشتباهی در این محبت وجود دارد.
نقش خویش و صورت شیرین کشیده کوهکن
عاشق صورت پرست خودنمایی بوده است
هوش مصنوعی: کوهکن عاشق، چهرهای زیبا از معشوق خود را به تصویر کشیده و به وضوح نشان داده است.
چار سوی دهر جای خودفروشانست و بس
جوهر عرفان متاع ناروایی بوده است
هوش مصنوعی: در هر سو از این دنیا، تنها افراد خودفروش و فریبکار وجود دارند و جوهر عرفان چیزی نیست جز کالایی بیارزش و ناپایدار.
بسته بر محراب دل اهل ورع قندیل وش
گوشه مسجد عجب دلگیر جایی بوده است
هوش مصنوعی: در دل افرادی که به تقوا و پرهیزگاری مشهورند، روشنایی و نورانیتی وجود دارد، و در گوشهی مسجد، فضای دلگیر و سوت و کوری حاکم بوده است.
عشق بازی را سرور سینه می پنداشتم
محنت بی حد و درد بی دوایی بوده است
هوش مصنوعی: در ابتدا فکر میکردم که عشق بازی لذتی برای دل است، اما در واقع متوجه شدم که این عشق، درد و رنج زیادی به همراه دارد و هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.
کم نشد از من فضولی محنت عالم دمی
عرصه عالم عجب محنت سرایی بوده است
هوش مصنوعی: من هیچ وقت از کنجکاوی و فضولی در مشکلات این جهان کم نکردم، زیرا این دنیا همیشه یک جای عجیب و پر از درد و رنج بوده است.