برگردان به زبان ساده
زدی چو در دلم آتش مکش چو شعله سر از من
چو شمع سوختنم بین مباش بی خبر از من
هوش مصنوعی: وقتی که در دلم آتش زدی، مانند شعلهای که از من برمیخیزد، به شمعی که میسوزد، مرا ببین و به حال من توجه کن، بیخبر نباش.
نشان عشق تو سوز دل من است می سوزم
چنان که هیچ نماند نشان ز تو اثر از من
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من آتش به پا کرده است و من چنان در این آتش میسوزم که هیچ اثری از من باقی نماند.
مرا چو سوختی از بردن دلم حذری کن
من آتشم چه رسانی بدامنت شرر از من
هوش مصنوعی: برای من که سوختهام و دل به راحتی نمیدهم، حواست را جمع کن. من خود آتشینم، چه نیازی به این است که تو به دامانت جرقهای از من برسانی؟
جز این که منع ز نظاره جمال تو کردم
چه کرده ام که بگرداند روی چشم تر از من
هوش مصنوعی: تنها کار من این بوده که از تماشای زیبایی تو خودداری کردهام، پس چه چیز دیگری میتوانستم بکنم که باعث شود تو از من روی برگردانی؟
مرا ز خواری از آن بیش شد الم که مبادا
بخواریم نگرد یار و کم کند نظر از من
هوش مصنوعی: من از خواری و ذلت میترسم و نگرانم که مبادا دیگران نسبت به من کممحبت شوند و محبتشان را از من بگیرند.
بنیستی شدم آگه ز سر درج دهانت
گمان نبود مرا هم که آید این هنر از من
هوش مصنوعی: من به وجود تو آگاه شدم و نمیدانستم که از دهانت چنین هنری میتراود.
براه عشق فضولی اگر چه آمده مجنون
نبوده بیشتر از من نرفته بیشتر از من
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، اگرچه فضولی هم به دیوانگی رسیده است، اما او بیشتر از من نرفته و دیوانهتر نشده است.