برگردان به زبان ساده
در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
چه کنم آه چه سازم دل پرخون دارم
هوش مصنوعی: در دل خود غمی عمیق به خاطر آن لبان شیرین دارم. نمیدانم چطور با این درد کنار بیایم، آه چه کنم، دل زخمدارد و پُر از خون است.
بر من ای شمع مزن خنده که سرمایه عشق
گر سرشکست و فغان من ز تو افزون دارم
هوش مصنوعی: ای شمع، به من نخرخند، چون اگر عشق به زوال برود، داغ دل من از درد تو بیشتر شده است.
من اسیر غم دل ماندم و مجنون فرسود
تاب من بر غم دل بیش ز مجنون دارم
هوش مصنوعی: من در حسرت و غم دل گرفتار شدم و از عشق و درد، طاقت من کمتر از مجنون است.
سوختم قطره آبی نزدم بر آتش
گرچه از اشک وطن در دل جیحون دارم
هوش مصنوعی: من به شدت آتش گرفتهام، اما هیچ قطرهای از آب بر این آتش نمیزنم. هرچند که در قلب خود از درد وطن همچون اشکهای جاری، حسرت و اندوهی عمیق دارم.
حال بودست مرا بد همه وقت ولی
هرگز این حال نبودست که اکنون دارم
هوش مصنوعی: من همیشه حال بدی داشتم، اما هیچ گاه حالتی مانند حال حاضر نداشتم.
گه ز درد تو کنم ناله گه از طعن رقیب
وه که اندوه درون و غم بیرون دارم
هوش مصنوعی: گاهی از درد تو شکایت میکنم و گاهی از سرزنش رقیب و وای به حال من که درونم پر از اندوه و بیرونم پر از غم است.
گرچه آن ماه جفا کرد فضولی بر من
من ندارم گله از ماه ز گردون دارم
هوش مصنوعی: اگرچه آن ماه با من بدی کرد، من از او دلخور نیستم؛ اما از آسمان و سرنوشت گلهمندم.