برگردان به زبان ساده
میروم در سینه صد درد نهانی میبرم
کوهِ دردم از سر کویت گرانی میبرم
هوش مصنوعی: من در دل خود دردهای زیادی را با خود حمل میکنم و از شدت ناراحتی و غم، بار سنگینی را از سر کوی تو به دوش میکشم.
از درت صد داغ بر دل میکنم عزم سفر
دستهٔ گل زین ریاضِ کامرانی میبرم
هوش مصنوعی: هر بار که از در تو بیرون میروم، دلی پر از درد و حسرت میبرم و در سفرم دسته گلی زیبا از این باغ خوشبختی به همراه میآورم.
میروم زین ملک اما بیمتاعی نیستم
بار صد غم، مایهٔ صد ناتوانی میبرم
هوش مصنوعی: من از این سرزمین میروم، اما خالی از بار نیستم. بار سنگین صد درد و غم را با خود میبرم که سبب ناتوانی صد نفر است.
بهر یاران کردهام ترتیب رنگین تحفهها
چهرهٔ کاهی و اشکِ ارغوانی میبرم
هوش مصنوعی: برای دوستانم هدیههای رنگارنگی تهیه کردهام، که چهرهام غمگین و اشکهایم به رنگ ارغوانی است.
تا به کی بر سر خورم سنگ ملامت کوه کوه
زین سر کو میروم وین سختجانی میبرم
هوش مصنوعی: چقدر باید تحمل کنم و زیر بار سختیها بمانم؟ هر جا که بروم، سنگینی ملامت و سرزنش را با خود دارم و این روحیهی مقاوم را نیز ادامه میدهم.
دولتی دارم که میمیرم به درد عاشقی
خوش متاعِ باقی زین ملک فانی میبرم
هوش مصنوعی: من یک حاکمیتی دارم که به خاطر عشق به آن دچار عذاب میشوم. اما از این جهان زودگذر، چیزی باارزش و ماندگار را با خود میبرم.
نیستم از خاک پای او فضولی بیخبر
خضرِ وقتم ره به آب زندگانی میبرم
هوش مصنوعی: من از خاک پای او نیستم و به کارهای او سرکشی نمیکنم، بلکه مانند خضر در زمان خود، راهی به آب زندگانی پیدا کردهام.