برگردان به زبان ساده
ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض
زین همه سیر درین دشت شکاریست غرض
هوش مصنوعی: از گشت و گذار در این دنیا، هدفی جز دیدن یار و دوست نیست؛ تمام این گردشها در این دشت، هدفی از شکار کردن دارد.
در سر از پرورش دیده بصد خون جگر
نظری بر گل رخسار نگاریست غرض
هوش مصنوعی: در دلم، با تمام درد و رنجی که دارم، نگاهی به چهره زیبا و دلربایی دارم که آرزوهایم را میسازد.
مکن ای دیده روان سوی درش سیل سرشک
گر ترا از ره آن سرو غباریست غرض
هوش مصنوعی: ای چشم، از تماشای او خود را کنترل کن و اشک نریز، زیرا اگر از راه آن سرو زیبا، غبار و نشانهای بیابی، بیفایده است.
نه گل و لاله و سروست مرادم زین باغ
گلرخی سرو قدی لاله عذاریست غرض
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که چیزی که من به دنبالش هستم، صرفاً گلها و گیاهان زیبا نیستند. در واقع، وجود یک انسان با ویژگیهای خاص و جذاب، مانند زیبایی و قامت مجلل، برای من اهمیت بیشتری دارد.
نیست بیهوده گر اندوخته ام گوهر اشک
بهر تشریف تو ترتیب نثاریست غرض
هوش مصنوعی: اگرچه اشکهایم بیهدف نیستند، زیرا برای احترام به تو جمع کردهام، این اشکها در واقع هدیهای است که من برای تو آماده کردهام.
چاک در سینه گر انداخته نیست ز درد
بهر اندیشه غم راهگذاریست غرض
هوش مصنوعی: اگر در سینه چاکی ایجاد نشده باشد، درد برای اندیشه غم یک مسیر مشخصی است.
همه دم کار فضولیست چو نی ناله و زار
مگر از بودن او ناله زاریست غرض
هوش مصنوعی: در هر لحظه، فضولی و دخالت در امور دیگران در حال انجام است، مانند نی که دائم ناله و زاری میکند. تنها ناله آن به خاطر وجود خودش و برای نشان دادن درد و رنجش است.