برگردان به زبان ساده
می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
کرد دل بازیچه طفلان مرا پیرانه سر
هوش مصنوعی: هر بار که دلم را به دست یک کودک میسپارم، به شدت غمگین میشوم. انگار هر بار که کسی جدید وارد بازی میشود، من را بیشتر میسوزاند و از خودم دور میکند.
اشک می ریزم چو از طفلان مرا سنگی رسد
چون نهال بارور کز سنگ می ریزد ثمر
هوش مصنوعی: وقتی که به من آسیبی میرسد، مثل کودکی که سنگی به او میخورد، اشک میریزم. اما مثل درختی که از سنگ درخت میدهد، من نیز میتوانم نتیجهگیری و ثمره خوبی از این سختیها بگیرم.
نورسان را تا بفرزندی گزیدم در جهان
رسم شد فرزند را مهری نباشد بر پدر
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، فرزندان از پدران خود جدا شده و دیگر به آنها محبت و احترامی که باید داشته باشند را نشان نمیدهند.
چشم من چون مردم بی مایه طفل اشک را
متصل می پرورد اما بصد خون جگر
هوش مصنوعی: چشم من مانند چشمان بیفکر یک کودک، همواره اشک را به صورت پیوسته پرورش میدهد، ولی این کار با خون جگر و درد و رنج زیاد همراه است.
گاه در دل می کند آن طفل گه در دیده جا
نیست او را ذره از آب و از آتش حذر
هوش مصنوعی: گاهی دل را درگیر احساسات میکند، آنچنان که در نگاه نمیتوان او را پیدا کرد. ذرهای از آب و آتش نیز او را نمیترساند.
عالم از سیل سرشکم شد خراب اما چه سود
دلبرم طفلست و او را نیست از عالم خبر
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر اشکهای من ویران شده است، اما چه فایده دارد؟ معشوق من هنوز بچه است و از این دنیا هیچ خبری ندارد.
عاریند از حسن روزافزون جوانان وین سبب
هست میل دل فضولی را به طفلان بیشتر
هوش مصنوعی: جوانان از زیباییهای روزافزون محروماند و این موضوع باعث میشود که دلها بیشتر به سمت بچهها تمایل پیدا کنند.