برگردان به زبان ساده
بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
شهد هر کام که باشد جهان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: بی تو، زندگی من هیچ لذتی ندارد؛ حتی اگر شیرینترین چیزها را هم داشته باشم، باز هم به دل نمیچسبد و خوشایند نیست.
همه دم ذکر لبت ورد زبانست مرا
هیچ جلاب جز اینم بدهان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: هر لحظه نام تو بر زبان من جاری است و جز این ذکر شیرین، چیزی دیگری برایم دلپذیر نیست.
باده تلخ که بی ساقی گلرخ باشد
بارها تجربه کردیم چنان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: شراب تلخی که بدون زیبایی معشوق باشد، ما بارها آن را تجربه کردهایم و خوشایند نیست.
وعده وصل چو دادی منشان منتظرم
روشنست این که حیات نگران نیست لذیذ
هوش مصنوعی: وقتی وعدهی وصال را به من دادی، من با اشتیاق در انتظارم. این انتظار زندگی را پر از نگرانی نکرده و برایم شیرین و لذتبخش است.
جفا می کشدم یار مگر می داند
که مرا بی قد او روح روان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: من از دوست خود رنج میکشم تا شاید بداند که بیوجود او، زندگیام بدون طراوت و نشاط نیست.
نیست در ساغر ایام بجز زهر جفا
عاشقان را روش دور زمان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: در زمانهای که در حال سپری شدن است، جز درد و رنج عشق چیزی وجود ندارد و در واقع، این دورهای که میگذرد برای عاشقان تلخ و ناگوار است.
داد ایام مرا شربت هر کام که هست
غیر شهد الم عشق بتان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: روزگار به من هر نوع نوشیدنی را عطا کرده است، اما هیچ چیز به شیرینی عشق معشوقان نیست.
شده پیر فضولی ز جهان کام مجوی
زود بگذر که جهان جز به جوان نیست لذیذ
هوش مصنوعی: سن و سال بالای فضولی به او نشان داده که دیگر نباید به دنبال لذتهای دنیوی باشد. بهتر است سریعاً از این دنیا بگذرد، زیرا این دنیا فقط برای جوانان شیرین و دلپذیر است.