برگردان به زبان ساده
تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند
رسم صبوری از دل عشاق بر فکند
هوش مصنوعی: تا زمانی که باد، پرده از چهره آن دختر لطیف کنار بزند، رسم و آداب صبر و شکیبایی از دل عاشقان خواهد زدود.
دور از رخ تو سوخت جگر این چه آتشست
کز چشم بر گرفت هوا در جگر فکند
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری از تو میسوزد و این چه دلیلی دارد که این آتش از نگاه تو به وجود آمده، و چگونه هوا با آن به دلم میافتد؟
بودم اسیر خال تو خط نیز بر دمید
حسن رخت مرا ببلای دگر فکند
هوش مصنوعی: من اسیر زیبایی خال تو بودم و خطی که بر چهرهات بود، حالا باعث شده که حسن و زیباییات مرا در دام بلاهای دیگری گرفتار کند.
هر نور کآن نگشت بنظاره تو صرف
آن را چو اشک مردم چشم از نظر فکند
هوش مصنوعی: هر نوری که به تماشای تو نیاید، مانند اشکی است که از چشم مردم در نگاه کردن به دور میافتد.
مردم مگو سیاهی داغیست کز دلم
بر داشت موج خون و درین چشم تر فکند
هوش مصنوعی: مردم، نگو که در دل من تاریکی و داغی وجود دارد، زیرا از دل من جریان خون بیرون آمده و در این چشم ترم، چیزی ریخته شده است.
صیت و صدای سیل سرشکم که شد بلند
آوازه جمال تو در بحر و بر فکند
هوش مصنوعی: وقتی که صدای سیل اشک من بلند شد، زیبایی تو در دریا و زمین همه جا منتشر شد.
خاک درت نکرد فضولی مقام خود
او را بدین گناه فلک در بدر فکند
هوش مصنوعی: خاک در درگاه تو فضولی نکرد و به خاطر این گناه، آسمان او را از مقامش دور کرد.