برگردان به زبان ساده
نکویی گرد بادست این که بر من خاک میبارد
سرود ناله من خاک را در رقص میبارد
هوش مصنوعی: نیکی و خوبی آن است که بر من غم و درد میبارد، زیرا دلتنگی من، خاک را هم در حال رقص و شادمانی قرار میدهد.
چه حاجت من بگویم عذر رسوایی تو رخ بنما
ترا هرکس که میبیند مرا معذور میدارد
هوش مصنوعی: من نیازی به توضیح بیدلیل ندارم، چرا که چهرهی رسوایی تو خود را نشان میدهد و هر کسی که مرا میبیند، مرا بخشنده میداند.
به آزار دل زارم مشو مایل که در شبها
به آه و ناله طبع نازنینت را نیازارد
هوش مصنوعی: به دل زخمخوردهام آسیبی نزن و نسبت به آن بیتفاوت باش، چراکه در شبها با آه و ناله، روح لطیف تو را اذیت نخواهد کرد.
تو آتشپاره من خار و خس قرب تو چون خواهم
چه رنجم از رقیب گر مرا پیش تو نگذارد
هوش مصنوعی: من همچون آتشپارهای هستم و تو به مانند خاری و علفی در نزدیکیام. اگر رقیب مانع ایجاد کند و نتوانم به تو نزدیک شوم، چه رنجی میکشم؟
دلم تا زنده باشد کار او این بس که هردم جان
ز لبهای تو بستاند به چشمان تو بسپارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم زنده است، تنها یک کار برای من کافی است: هر لحظه جانم را از لبهای تو بگیرم و به چشمان تو بسپارم.
نمیدانم چه بختست این که دل در مزرع هستی
ندارد بهره غیر از تأسف هرچه میکارد
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا این تقدیر نصیب من شده که دل من در زمین زندگی چیزی جز حسرت و اندوه نمیچارد و هرچه در این زمین میکارم، فقط غم و افسوس میروید.
فضولی گرد کویش میکند شب تا سحر افغان
به امیدی که او را از سگان خویش بشمارد
هوش مصنوعی: شب تا صبح در کنار کوی محبوبش فریاد میزند و امیدوار است که او او را از بین سگهای خود به رسمیت بشناسد.