برگردان به زبان ساده
با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
شبم از وصل تو با روز برابر شده بود
هوش مصنوعی: در شب نوروز، با تو ارتباطی برقرار کرده بودم که شب من به دلیل وصالت به روز تبدیل شده بود.
همه شب تا بسحر خنده تو می کردی و شمع
سوختن بر من و پروانه مقرر شده بود
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح، تو میخندیدی و در کنار تو، شمعی به یاد من و پروانهای که به دورش میچرخید، میسوخت.
می گشودم گره از زلف تو وین بود سبب
که هوا مشک فشان خاک معنبر شده بود
هوش مصنوعی: من با باز کردن گرههای موهای تو، باعث شدم که عطر خوش برای فضا ایجاد شود و خاک از معنای عمیقتری پر شده بود.
داشت خلوتگهم از روشنی شمع فراغ
کز فروغ مه روی تو منور شده بود
هوش مصنوعی: من در خلوت خود از روشنایی شمع آرامش داشتم، چرا که نور چهره تو باعث شده بود همه جا روشن و پر نور باشد.
در بساط طربم با قلم دولت وصل
نقش هر کام که بایست مصور شده بود
هوش مصنوعی: من در حال لذت و شادی هستم و با قلمی که نماد خوشبختی و وصال محبوب است، هر خواستهام به تصویر کشیده شده و به تمامی آرزوهایم پاسخ مثبت داده شده است.
عود در آتش رشک طرب من می سوخت
که دماغم بهوای تو معطر شده بود
هوش مصنوعی: عود در آتش به خواب رفت، اما من به خاطر یاد تو شاداب شده بودم و حالم بهتر بود.
بود بزم طربم دوش فضولی چمنی
که مرا هم نفس آن سرو سمنبر شده بود
هوش مصنوعی: دیشب در میان جشن و سرور بودم، در جایی که درخت سمرم (سرو) نیز در آن بود و من هم نفس آن درخت بودم.