بخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آن
عبدالرحیم حائری
»
مشرق الانوار
»
بخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آن
واردات قلبی از خِیر و شُرور
مینماید بر دلت دائم عبور
نیست خالی خانهی دل از خیال
اختیاری نیستَت در هیچ حال
این خواطِر راکه نتوان دور کرد
یا تو را درد است یا درمانِ درد
خاطر نیکو بود، نور اِله
خاطر بد میکند، دل را سیاه
تا نصیب تو بود زین دو کدام
آن دم آخر، بدان یابد خِتام
واردات دل در آن دم هرچه هست
دل سکون یابد به آن صورت که بست
گر تو خواهی زین خطر گیری کنار
دل به ذِکر دائم حق واگذار
بر خواطر کن بیادش سَدِّ باب
کوزه خواهی بی هوا پر کن ز آب
کوششی کن تا در این آخر نفس
خالی از خود پر ز حق باشی و بس
در جهان، این دَم بود آخر مقام
هم شد آخر حرف ما آن والسَّلام
بخش ۴۰ - حکایت: گفت اگر خواهان دیدار منی
بخش ۴۲ - در ختم کلام: باقی این مثنوی ناگفته ماند
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
مثنوی
منبع اولیه:
مهدی غفارزاده
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.